تبليغاتX
پراودا

پراودا

تا آزادی تمام رفقای دربندمان

تقريبا به مدت دو هفته تحت تاثير دستگيری رفقای دانشجوی دربندمان و همچنين برخی دلايل مربوطه ديگر، از پيگيری و پرداختن به امور کارگری غافل بوديم!! در اين مدت اتفاقات زيادی افتاده است!!

دستگيری محسن حکيمی (از اعضای سرشناس کميته هماهنگی)، ابراهيم گوهري (عضو سنديکای اتوبوس‌رانان)، عليرضا عسگري و حسين غلامي که تقريبا در هياهوی دستگيری دانشجويان گم شد!! در 23 آذرماه، آقای گوهری توسط نيروی انتظامی در پارک چيتگر دستگير شد. آقايان حکيمی، عسگری و غلامی که در آن‌جا حاضر بودند برای پيگيری علت دستگيری وی به کلانتری رفتند که آن‌ها نيز دستگير شده و طبق اعلام نيروی انتظامی تحويل زندان اوين شده‌اند و اتهام اقدام عليه امنيت ملی به آن‌ها وارد شده است. اين در حالی است که برای آنان قرار کفالت و وثيقه صادر شده بود و عليرغم سپرده شدن قرارها، آنان را آزاد نکرده‌اند!!

ما شديدا به دستگيری آقايان محسن حکيمی، ابراهيم گوهري، عليرضا عسگري و حسين غلامي اعتراض می‌کنيم و خواهان آزادی بی‌قيد و شرط ايشان هستيم!!

همچنين در اين مدت خوشبختانه آقايان رضا دهقان (از اعضای سرشناس سنديکای نقاشان) و ابراهيم مددی (نايب رئيس سنديکای اتوبوس‌رانان) از زندان آزاد شدند.

رضا دهقان، يکشنبه همين هفته و پس از تحمل 28 روز زندان انفرادی و با قرار وثيقه 100ميليون تومانی آزاد شد. وی در جريان پرونده فساد مالی انجمن صنفی نقاشان (کارفرمايان) پيگير روشن شدن اين امر بود که با دخالت عوامل پشت پرده دستگير و زندانی گرديد.

آقای ابراهيم مددی نيز پس از رای دادگاه و اعلام تبرئه ايشان از اتهامات وارده، آزاد شدند.

ما آزادی آقای ابراهيم مددی را به کارگران ايران به خصوص اعضای سنديکای اتوبوس‌رانی تهران و حومه تبريک عرض می‌نماييم و شديدا خواستار توقف بی‌قيد و شرط رسيدگی به پرونده رضا دهقان هستيم!! همچنين بر پيگيری پرونده رسوايي مالی کارفرمايان در انجمن صنفی نقاشان پای می‌فشاريم!!

ما در همين رابطه همچنين احضار آقای شاهرخ زمانی (از ديگر اعضای سنديکای نقاشان) به وزارت اطلاعات و هر نوع پيگرد ايشان را محکوم می‌نماييم!!

همچنين و با توجه به اين‌که تنی چند از ديگر فعالين کارگری همچنان در زندان به سر می‌برند، ما ضمن محکوم کردن زندانی بودن ايشان و خواست آزادی بی قيد و شرط اين عزيزان، همچنان همبستگی خود را با کارگران اعلام داشته و تا انتها در کنار آنان مبارزه خواهيم کرد!! ما از حمايت‌های بی‌دريغ فعالين، کميته‌ها و گروه‌های کارگری از دانشجويان دربند صميمانه سپاسگزاريم و بار ديگر بر اتحاد جنبش‌های اجتماعی تحت رهبری و هژمونی طبقه کارگر تاکيد می‌نماييم!!

ما خواهان آزادی بی قيد و شرط محمود صالحی، منصور اسانلو، فريدون نيکوفرد، بختيار رحيمی، کارگران دستگير شده نيشکر هفت‌تپه و ... هستيم!!

ما ضمن اشاره و گوشزد مجدد موج جديد سرکوب که از پس توافقا پشت پرده و اخبار جديد در ارتباط با پرونده هسته‌ای (گزارش منابع اطلاعاتی آمريکا) و ... آمده است، معتقديم تنها راه رهايي ما در اتحاد ما و اتحاد جنبش‌های اجتماعی تحت رهبری طبقه کارگر نهفته است!!

 

زنده باد جنبش کارگری، زنده باد جنبش دانشجويي، زنده باد جنبش زنان

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/28ساعت 15:26  توسط پراودا  | 

فراخوان به ايرانيان آزاديخواه خارج کشور!

فراخوان به سازمان ها٬ نهادها و مراجع بين المللي!

٢٨ دسامبر را به روز جهاني اعتراض به دستگيري دانشجويان در ايران تبديل خواهيم کرد!

مردم آزاديخواه!

بيش از دو دهفته است که ٤٣ تن از دانشجويان و فعالين سياسي دانشگاه هاي ايران طي عمليات هاي شبانه از روز ٢ دسامبر ربوده شده و يا در جريان مراسم هاي روز دانشجو در روز ٧ دسامبر و پس از آن در ايران دستگير و زنداني شده اند.

به دستگير شدگاني که جرمي جز دفاع از آزادي و برابري ندارند٬ به دانشجوياني که مخالفت خود را با فضاي جنگي اعمال شده از طرف حکومت اعلام داشته بودند٬ به کساني که دانشگاه را ميخواهند نه پادگان نظامي را٬ به ياران ما که جرمي جز دفاع از انسانيت و عدالت ندارند٬ به برگزار کنندگان مراسم هاي روز دانشجو که بر پرچم هايشان نوشته شده بود، نه به جنگ، دانشگاه پادگان نيست! نه به تبعيض جنسيتي، کارگران اتحاد! آزادي و برابري! اتهاماتي واهي و ساختگي از جمله اقدام عليه امنيت ملي و حتي بمب گذاري وارد ساخته اند.

بر کسي پوشيده نيست که زندانيان سياسي در بند ٢٠٩ و ٣٢٥ اوين در چه شرايط وخيمي به سر مي برند. متاسفانه هر روز خبرهاي ناگواري از سلامتي دانشجويان در بند به ما مي رسد. طبق اخبار دريافتي، ياران ما زير شديدترين شکنجه ها و فشار هاي جسمي و رواني قرار دارند.وضع جسمي دانشجويان بسيار نگران کننده است. به زندانيان اجازه ملاقات و تماس با خانواده هاي خود داده نشده است. وکلاي دانشجويان امکان ملاقات با موکلين خود را ندارند. دانشجويان زنداني در زندان هاي حکومت اسلامي از اوليه ترين حقوق انساني نيز محرومند!

اين رفتار حکومت اسلامي با دانشجويان با اعتراضي جهاني روبرو گشته است. سازمان عفو بين الملل طي نامه اي رسمي به سران حکومت نسبت به دستگيري دانشجويان اعتراض کرده است٬ رﺋيس پارلمان اروپا خواهان آزادي فوري دستگير شدگان شده است. طي دو هفته گذشته صدها نامه همبستگي از سراسر جهان به دست ما رسيده اند٬ آکسيون ها و تظاهرات هاي متعددي در سراسر جهان عليه اين رفتار وحشيانه تاکنون صورت گرفته است.

ما دانشجويان آزايخواه و برابري طلب٬ به نمايندگي از همه دانشجويان ايران از اين موج همبستگي با احساسي افتخارآميز تشکر ميکنيم. واقعيت اما اين است که عليرغم اين اعتراضات وسيع از طرف مجامع بين المللي و مردم آزاديخواه جهان٬ ياران ما هنوز در بند هستند.

براي تقويت جنبش آزادي دانشجويان زنداني بايد اقدامي جهاني را سازمان داد!

به اين مناسبت ما روز جمعه ٢٨ دسامبر برابر با ٧ دي ماه را بعنوان روز جهاني اعتراض به حکومت اسلامي در خارج کشور اعلام ميکنيم. از همه شما٬ از همه سازمان ها٬ نهادها و مراجع بين المللي ميخواهيم که در اين روز هم زمان و از هر طريقي که امکان آن را داريد٬ اعتراض خود را به حکومت اسلامي اعلام داريد و همگام با دانشجويان آزاديخواه ايران٬ خواهان آزادي فوري همه دستگير شدگان شويد. اعتراضات وسيع شما در خارج از ايران به نيروي اعتراضي ما در جامعه ايران قدرت و توان بيشتري ميبخشد و موجبات آزادي سريعتر دوستان دانشجويمان را فراهم ميسازد.

جنبش آزاديخواهي و برابري طلبي در ايران به حمايت هاي بيشتر شما نياز دارد!

 

زنده باد آزادي!

زنده باد برابري!

دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب دانشگاه هاي ايران

١٩ دسامبر ٢٠٠٧ - ٢٨ آذر ١٣٨٦

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/28ساعت 2:39  توسط پراودا  | 

برگرفته از نشريه ميليتانت

زندان

زندان چيست؟

چهار ديوار محصور کننده

تا تو در ميان آن

خود را در آزموني سخت، بيازمآيي.

 

توقف زمان است

در هزار توي کور تاريخ؛

 

و يا

 

حرکت عقربه ي ساعتي را ماند

که بر خلاف هر روز،

مسير معکوسي را اختيار مي کند.

 

نقطه يي بر لبه ي تاريکي و تنهايست.

 

راهي را ماند

انگاري

بي بازگشت و پايان

تا بخودآيي و انديشه کني

انديشه به آينده،

آينده ي نه چندان دور،

آنطرف ميله ها

در کنار عاشقان عشق و زندگي؛

 

براي دنيايي که در آن

چهار ديواريهايي موسوم به زندان

در انفجار خشم آزاده شده ي اسيران آن

نگون گردد

و

 

گلبناگ

شادي و آزادي

آفرينده ي زندگي جديدي شود

در وجود دلمردگان

در نبردي

آرماني

و انساني.

 

رنوا راسخ

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/27ساعت 20:1  توسط پراودا  | 

 
فراخوان خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده مراسم 16 آذر سال 86
 
درموج دستگیری های بی‌سابقه‌ی دانشجویی در آستانه‌ی روز 16 آذر(روز دانشجو) بیش از 30 تن از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب دانشگاه‌های سراسرکشور بازداشت شده‌اند. شگفت این که 16 آذر که نماد مبارزه با رژیم وابسته‌ی شاهنشاهی و سلطه‌ی بیگانه بوده است از سوی جمهوری اسلامی نیز تحمّل نمی‌شود. آن چه امسال در روز دانشجو روی داد، تکرار همان صحنه‌هایی است که رژیم گذشته هر ساله در برخورد با جنبش دانشجویی ایجاد می‌کرد. گرامی‌داشت روز دانشجو سنت پنجاه و چند ساله‌ی جنبش دانشجویی ایران است و دانشجویانی که امسال به اتّهام برگزاری مراسمی ، با محوریت مخالفت با جنگ و تحریم، بازداشت شده‌اند در زمره‌ی شریف‌ترین فرزندان این آب و خاک‌اند. ما خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط فرزندان اسیر خود هستیم.

کمیته‌ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند

*برای امضای این فراخوان نام خود را به آدرس seeking.committee@gmail.com بفرستید





Proclamation of the arrests on the University Students’ Day


On the threshold of the 16th of Azar (December 7) the University Students’ Day in Iran, more than 30 “Equality and Freedom-seeking Students” have been arrested. Surprisingly, 16th of Azar – the symbol of the struggle against dictatorship of the ex-imperial regime – is not tolerated by the Islamic Government either.What has happened during this ceremony – the main pivot of which was the opposition with war and sanction – is the repetition of the same scenes of the previous government.The commemoration of the University Students’ Day is the tradition of more than 50 years and the ones who have been arrested this year are the most honest children of our country. We want the unconditional and immediate release of our captivated students.


Seeking Committee for the Freedom of the University Students


to sign the petition send an email to the following address : seeking.committee@gmail.com *





Appel

Au seuil du 16 Azar (le 7 décembre), journée de commémoration des mouvements étudiants en Iran, plus de 30 activistes étudiants intitulés "partisans de l'égalité et la liberté" ont été arrêtés. Fait surprenant, 16 Azar, le symbole de la lutte contre la dictature impérial, n'est pas toléré par le gouvernement islamique non plus. Ce qui s'est-il passé au cours de cette cérémonie est la répétition des mêmes scènes de répressions qu'au temps de l'ancien régime. La commémoration de la journée des mouvements étudiants est une tradition de plus de 50 ans chez les libertaires de notre pays et ceux qui ont été arrêtés cette année sont les enfants les plus honnêtes de celles-ci. Nous demandons la libération immédiate et inconditionnelle de nos étudiants captivés.


Comité pour la libération des étudiants emprisonnés.


Signer la pétition en envoyant un mail à : seeking.committee@gmail.com

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/27ساعت 15:25  توسط پراودا  | 

 

گزارش شماره 6 از اقدامات خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده

امروز سه شنبه 27/9/86، خانواده های دانشجویان دربند که تعداد آنها حدود 20 نفر بود، مطابق وعده قبلی ساعت 1 درمقابل مجلس گرد هم آمدند تا با آقای محمود محمدی رئیس کمیته امنیت سیاسی کمیسیون امنیت ملی ملاقات کنند و نتیجه مذاکرات وی با مسوولین وزارت اطلاعات به نمایندگان آنها انتقال داده شود. پس از یک ساعت انتظار، 5 نماینده خانواده ها توانستند با وی دیدار کنند. دراین دیدار که حدود یک ساعت به طول انجامید، آقای محمدی به برخی نکات درمورد پرونده دانشجویان دستگیر شده اشاره کرد. وی گفت که مورد هریک از بچه ها و نوع فعالیت آنها با هم فرق دارد. وی بر سه نکته تأکید کرد: اولا این که این تجمع یک تجمع ساده و تصادفی نبوده، و ثانیا این که فعالیت تمام آین بچه ها مسبوق به سابقه بوده و در نهایت اینکه این بچه ها مرتکب جرم و خلاف شده اند و این امر برای برخی استمرار داشته است.
وی در پاسخ به این سوال که وضعیت پرونده ها به چه صورت است گفت که وی پرونده های بچه ها، عکس ها، اعترافات و دستنوشته های آنها را دیده است؛ پرونده بعضی از آنها تکمیل شده است و پرونده برخی دیگر در حال تکمیل شدن است و ممکن است برخی زودتر و برخی دیرتر آزاد شوند. وی وجود تیر و کمان، مشروبات الکلی، سی دی های ضاله و ... را عنوان کرده و گفت که برخی افراد، دانسته و برخی نادانسته عامل اجرای برنامه های گروه های براندازخارج از کشور بوده اند و البته افزود که ندانستن قانون موجب تبرئه از جرم نمی شود.
وی این برخورد انجام شده با دانشجویان را اقدامی پیشگیرانه دانست و از خانواده ها خواست که به آنها اعتماد کنند و این که کلیه اقدامات آنها در چارچوب قانون خواهد بود.

با توجه به اینکه با گذشت بیش از دو هفته از دستگیریها، برخی از بچه ها هنوز با خانواده خود تماس نگرفته اند و خانواده ها همچنان در نگرانی شدید از وضعیت فرزندان خود به سر می برند، درخواست اجازه ملاقات مجددا به طور جدی مطرح شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/27ساعت 14:13  توسط پراودا  | 

Monday, December 17, 2007

گزارش شماره 5 از اقدامات خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده

امروز دوشنبه 26/9/86، چهار نماینده از طرف خانواده های فعالین دانشجویی طبق قرار تنظیم شده از جانب آقای عیالیان، ساعت 8.30 صبح با آقای فروزانفر، رئیس کمیته امنیت سیاسی کمیسیون اصل 90، دیدار کردند. در این دیدار، نمایندگان خانواده ها بر خلاف ملاقات قبلی شان با اعضای کمیسیون امنیت ملی، با برخورد مناسبی روبرو نشدند. آقای فروزانفر این دانشجویان را افرادی خاطی و برخورد انجام شده را کاملا طبیعی دانسته اند. وی که تا پایان جلسه حتی از معرفی نام خود امتناع ورزیده، در پاسخ خانواده ها که اعمال مأموران تفتیش منازل یا بازجویان را غیرقانونی دانسته اند، اعلام کرده است که در مورد مسأله امنیت ملی هرگونه اقدامی مجاز است. وی که ظاهرا در این جلسه، که خانواده ها یه سختی هماهنگ کرده بودند، بیشتر قصد بیان عقاید خود را داشته است تا شنیدن صدای اعتراض و دادخواهی مادران، در نهایت از آنها خواست که درخواستهای خود را به صورت مکتوب و در قالب یک نامه خطاب به ریاست امنیت سیاسی اصل 90 بنویسند تا آنها بتوانند این مسأله را بر طبق آن پیگیری کنند. نمایندگان خانواده ها همانجا نامه ای را با سرآغاز " ما نمایندگان دانشجویان دربند تهران، مازندران وسایر شهرها ..." درخواستهای خود را مبنی بر آزادی بدون قید و شرط فرزندانشان، دادن امکان اخذ وکیل برای آنها، دادن امکان ملاقات حضوری با عزیزانشان مکتوب کرده اند.
در ضمن اسامی دانشجویان دستگیرشده (حدود 34 نفر) و دانشگاه آنها نیز ضمیمه شده است.

همزمان با این دیدار، تعدادی از خانواده ها دم زندان اوین حضور پیدا کردند. دوشنبه روز ملاقات زندانیان سیاسی است و خانواده ها به امید گرفتن ملاقات و یا دادن پول یا نامه به عزیزانشان و اعلام اینکه به دنبال کارهایشان هستند و برای رهایی آنها از هیچ کاری کوتاهی نمی کنند در آنجا حاضر شدند.
و همه پیشاپیش می دانیم که ....
فردا سه شنبه، حدود ساعت 1، خانواده ها مجددا در مقابل مجلس با هم قرار دارند تا نتیجه مذاکرات کمیسیون امنیت ملی، توسط آقای محمدی به آنها منتقل شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/26ساعت 14:28  توسط پراودا  | 

  دانشجويان، کارگران و مردم آزادي‌خواه ايران

 

دستگيري‌هاي اخير فعالين جنبش دانشجويي که از يازدهم آذر آغاز شد و طي آن 30 نفر از فعالين چپ جنبش دانشجويي و 3 نفر از فعالين کرد توسط نيروهاي امنيتي و حافظان نظم موجود بازداشت شدند، حلقه‌ي ديگري از زنجيري است که از چندي قبل به دور گردن جامعه ايران پيچيده شده بود و هر روز بيشتر فشرده مي‌گردد.

برخورد با فعالين جنبش زنان و صدور احکام سنگين براي دستگيرشدگان 22 خرداد 84، سرکوب جنبش در حال رشد طبقه‌ي کارگر ايران که خود را در دستگيري، صدور احکام سنگين، حمله به تجمعات اعتراضي و ترور فعالين کارگري نشان داده است، در کنار صدور احکام سنگين براي سه فعال دانشجويي دانشگاه اميرکبير، سناريويي است که از سوي جمهوري اسلامي نوشته شده و اين بار طي روزهاي گذشته شاهد برگ ديگري از آن هستيم. دستگيري 33 نفر طي کمتر از يک هفته، عظم نيروهاي سرکوب‌گر و حافظان سرمايه و حاميان سرمايه‌داران را در سرکوب جنبش‌هاي پيشروي اجتماعي نشان مي‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/26ساعت 13:46  توسط پراودا  | 

سرکوب و دستگيري دانشجويان را محکوم مي‌کنيم!!!

 کارگران و مردم آزادي‌خواه ايران!!

شماري از دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران، دوشنبه ۱۲ آذر ماه دستگير شدند. آنان که تعدادشان به ۳۰ نفر مي‌رسد، يک روز قبل از مراسم تدارک ديده شده روز دانشجو دستگير شده تا بدين نحو از برگزاري مراسم اين روز جلوگيري شود. اما روز سه شنبه ۱۳ آذر ماه ساير دانشجويان که تعدادشان به حدود ۴۰۰ نفر مي‌رسيد بدون توجه به جو ارعاب و در جهت شکستن فضاي پليسي، در مقابل دانشکده فني دانشگاه تهران دست به تجمع زده و به ايراد سخنراني پرداختند و با شعارهاي "دانشگاه پادگان نيست"، "دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد"، "دانشجو ميمرد ذلت نمي پذيرد" نسبت  به فضاي پليسي – امنيتي حاکم بر دانشگاه ‌هاي کشور اعتراض کرده و خواستار آزادي دوستان خود شدند. در ميان دانشجويان همچنين پارچه نوشت‌هايي با مضامين "ما از کارگران حمايت مي‌کنيم"، "جنبش دانشجويي متحد جنبش زنان و جنبش کارگري"، "نه به جنگ"، "دست امپرياليسم از سر مردم ايران کوتاه"، "بازداشت و ترور فعالين کارگري را محکوم مي‌کنيم" وجود داشت. دانشجويان پس از ايراد سخنراني، ضمن خواندن شعر و سرود به طرف در اصلي داشگاه حرکت کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/26ساعت 13:41  توسط پراودا  | 

دانشجويان، عزيز؛

امروز ما بر خود ميباليم که شما دانشجويان با مبارزات تاکنوني خود، جنبش دانشجوي را به يک حرکت اعتراضي راديکال و در راستاي پيوند با جنبش کارگري ايران ارتقاه داده‌ايد. همگان شاهد هستند که شما که با آگاهي و جسارت در تمامي عرصه هاي سياسي و اجتماعي پا گذاشته‌ايد و د ر اين ميدان از تمام جنبشهاي برحق، راديکال و انساني دفاع کرده‌ايد.

شما به درستي جنبش کارگري را بر جسته کرده و رسالت و وظيفه انساني اجتماعي خود را در اين مورد به خوبي نشان ميدهيد. چرا؟ چون گذشته از سطح آگاهيتان اکثر شما فرزندان طبقه کارگر، مردم زحمتکش و انسانهاي حق طلب هستيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/26ساعت 13:33  توسط پراودا  | 

Sunday, December 16, 2007

گزارش شماره 4 از اقدامات خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده

امروز یکشنبه 25/9/86 خانواده های فعالین دانشجویی که بعضا از شهرهای دیگر آمده بودند، طبق قرار قبلی برای ملاقات با مسوولین کمیسیون امنیت ملی مجدداً در مقابل مجلس شورای اسلامی گرد هم آمدند. پنج نماینده که روز قبل از جانب خانواده ها تعیین شده بودند، برای انتقال شکایات و خواسته های آنها به این مرجع، به داخل راه یافتند. آنها موفق شدند با آقای محمود محمدی، رئیس کمیته روابط خارجی کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی ملاقات کنند. همزمان این کمیسیون در اطاق مقابل جلسه داشتند و بررسی مسأله دانشجویان دستگیرشده نیز در دستور کار آنها بود. در این ملاقات، خانواده ها اعتراض خود را نسبت به نحوه دستگیری فرزندانشان، ارائه حکم های کلی وبدون نام مشخص برای دستگیری ها و تفتیش منازل، عدم ارائه رسید از وسایل ضبط شده، عدم اطلاع دادن مسوولان دستگیریها به خانواده های آنها پس از گذشت چندین روز، انتساب اتهامات دروغ وزارت اطلاعات به فرزندانشان، تهدید شدن خانواده های این فعالین توسط مأموران و بازجویان، برخوردهای خشن با دستگیرشدگان بویژه در شهرستانها و ... اعلام کردند. خانواده ها ضمن ابراز نگرانی شدید خود از وضعیت روحی و جسمی عزیزانشان، خواسته های خود را به شرح زیر مطرح کردند: آزادی دانشجویان و فعالین دانشجویی بازداشت شده، دادن امکان ملاقات با آنها در اسرع وقت، فراهم کردن امکان اخذ وکیل برای دانشجویان و عدم ممانعت از این کار، ودر نهایت برخورد قانونی با آنها.

پس ازاتمام جلسه، آقای محمدی به خانواده ها اعلام کرد که آنها نیز بر آزادی دانشجویان و ایجاد امکان ملاقات آنها با خانواده هایشان تأکید دارند اما نتیجه این اقدام آنها روز سه شنبه و پس از گفتگو با سایر مقامات مسوول مشخص خواهد شد.

لازم یه ذکر است که خانواده ها صبح فردا دوشنبه، با مسوولین کمیسیون اصل 90 نیز قرار ملاقات دارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/25ساعت 14:28  توسط پراودا  | 

گزارش شماره 3 از اقدامات خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده

امروز شنبه 24/9/86 و پس از گذشت دوهفته از اولین دستگیری ها در تهران، تعداد زیادی از خانواده های دانشجویان برای پی گیری وضعیت فرزندان خود برای چندمین بار متوالی به دادگاه انقلاب مراجعه کردند. به استثنای چند نفر که ظاهرا هنوز پرونده های آنها به بازپرسی ارجاع نشده است، سایر پرونده ها در اختیار بازپرسی شعبه 2 امنیت است. نکته قابل توجه و سوال برانگیز این است که تاریخ بازداشت ها و تشکیل پرونده ها با تاریخ دستگیری ها تطابق نداشته و 5 تا 10 روز دیرتر ثبت شده است.

پس ازآن خانواده های دانشجویان به اتفاق، به مجلس نمایندگان مراجعه کردند تا با مسوولین کمیسیون امنیت ملی (و بویژه آقای محمود محمدی، که اعلام کرده بود خانواده ها می توانند از طریق ابن کمیسیون وضعیت دانشجویان را پیگیری کنند.) دیدار کنند. خانواده ها مدت زیادی در مدخل در ورودی مجلس معطل شدند و ناچار به توضیح کلیه جریان دستگیری ها و استناد به نوشته روزنامه اعتماد و بگو مگو با مسوولین دم در، که نوشته های روزنامه ها را صحبت های جلو دوربین و فاقد ضمانت اجرایی می دانستند، شدند. بالاخره پس از شماره گیری های متعدد برای برقراری تماس با آقای محمدی و عدم حصول نتیجه خانواده ها به سالن انتظار راهنمایی شدند و توانستد برای فردا وقت ملاقاتی با یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی تنظیم کنند.

خانواده ها همچنین پیگیر درخواست خود برای ملاقات با مسوولین کمیسیون اصل 90 که روز چهارشنبه هفته گذشته و در مراجعه خود به مجلس هماهنگ کرده بودند، شدند. پس ازاصرار و انتظار خانواده ها برای دبدار با نماینده مسوول، وی وعده داد که در یکی دو روز آینده وقت ملاقاتی برای خانواده ها تعیین کند.

پس از آن خانواده ها مجدداً به دادگاه انقلاب بازگشتند و از ساعت 1 تا 3.30 منتظر ماندند تا بلکه بتوانند فرزندان خود را در حین انتقال از دادگاه انقلاب به بازداشتگاه اوبن مشاهده کنند. که متاسفانه موفق نشدند.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/24ساعت 14:28  توسط پراودا  | 

جداسري ازما نبود

در آستانه شانزده آذر روز دانشجو که به زعم حاکميت ،خود نمادي از مبارزه با طاغوت و استکبار جهاني بايد باشد با شگفتي فراوان ديديم و شنيديم که هر گونه مراسم و آکسيون دانشجويان داخل دانشگاه ممنوع اعلام و پيش از تجمع ، دانشگاه ِمادر ( دانشگاه تهران ) به محاصره درآمد و شگفت تر آن که قبل از وقوع مراسم و پس از آن موج دستگيري دانشجويان آغاز و آخرين خبرها حکايت از انتقال لااقل بخشي از آنها به بند 209 زندان اوين و سلول هاي انفرادي مي کند . طبيعي است که اين گونه اقدامات تداعي کننده يک سوال دشوار اما بديهي است که تاريخ پيشاپيش در برابر حاکميت قرار داده است ، و آن اين که :مگر شانزده آذر روز دانشجو نيست ؟! و شما نيز در اسناد خود آن را ثبت نکرده ايد ؟ مگر شانزده آذر روز اعتراض به حضور نيکسون در ايران ِپيش از شما نيست که شما هم با خط زرين آن را ثبت و تاييد کرده ايد ؟! مگر نيکسون رئيس جمهور وقت ِامپرياليسم ِآمريکا يا به قول شما استکبار جهاني نبوده است ؟ مگر سه دانشجو به دستور گارد مسلح رژيم طاغوت در صحن دانشکده فني همين دانشگاه تهران شهيد نشده اند ؟! و مگر خودتان مکان اصابت گلوله ها را در همين دانشکده به رسم يادبود پلاک گذاري نکرده ايد ؟ مگر برخورد رژيم طاغوت را با اجتماع دانشجويان در شانزده آذر مکررا محکوم نکرده ايد ؟ مگر ...؟؟

پس چه گونه است که امروز همان مراسم ، همان شانزده آذر در همان دانشگاه تهران و رودرروي همان دانشکده فني را غش کردن مارکسيستها در آغوش آمريکا ناميده ايد ؟

چه گونه است که برگزارکنندگان احتمالي اين تجمع را پيشاپيش دستگير مي کنيد و باقيمانده آنها را به خيال خود حين سخنراني ؟

تمرکز و آرايش نيروهاي رنگارنگ در برابر درب ورودي دانشگاه تهران و اجراي مانور نظامي در اطراف دانشگاه را آن هم در مراسم روز دانشجو چه گونه تفسير مي کنيد ؟

پاسخ ِ هرگز نداده شما چنان در رفتارتان آشکار است که هرگونه پنهان کاري را خورشيد وار آشکار مي کند و تداعي اين تعبيرِ خود خواسته مي شويد که گويا در اين سرزمين فقط تعويض قدرت صورت گرفته است و مهم تر از همه آنکه حکومتي که از اجتماع چند دانشجو در صحن محاصره شده دانشگاه هراسناک است تنها نمايشي از يک قدرت ميليتاريستي است .اين را من نمي گويم ، حکايت آشکار منش ِخود شماست ، من تنها يک رهگذر يا پرسشگر مطيع هستم که اکنون فرزندم آن سو و خودم اين سو در چنگال شماييم . ترديد نکنيد که التماس نمي کنم تنها نصيحتتان مي کنم ، بن بست ايجاد شده را با آزادي بدون قيد و شرط دانشجويان دربند بشکنيد ، چشماني آگاه ناظر است که هرگز خطا ها را نخواهد بخشيد ، گرچه حکايت شما نشان داده است که همواره صلاح ِ کار را از خراب کار خواسته ايد !! يکبار هم شده راه ديگري را امتحان کنيد ! باور کنيد براي ماندن تجربه بدي نيست

و باز هم تکرار اين سوال ،حکومتي که از تجمع چند دانشجو آن هم در روز دانشجو آن هم در خانه و سرزمين خود هراسناک است به راستي چه پاسخي به آستان تاريخ خواهد داد ؟

شيراز – ايرج صف شکن شانزدهم آذر يک هزارو سيصدو هشتادو شش

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/20ساعت 11:54  توسط پراودا  | 

بيانيه اعلام موجوديت دانشجويان چپ يزد

اعلام برگزاري مستقل مراسم گراميداشت روز دانشجو توسط فعالين چپ در تهران و ساير شهرستان ها در روز 13 آذر و متعاقب آن يورش وحشيانه و گسترده نيروهاي امنيتي به فعالين چپ در سراسر کشور و بازداشت آن ها نشان از ورود جريان چپ به يک دوران نوين يعني حضور مستقل و مطرح شدن آن به عنوان جرياني با بدنه ي کمي و کيفي مشخص در دانشگاه داشت .

جريان چپ با مولفه هاي خاص خود که از يک سو ادامه دهنده ي سنت جريان تاريخي چپ در ايران و از ديگر سو با انتقاد علمي ، نظري و عملي به جريان گذشته توانست راه تازه اي براي شيفتگان آزادي و برابري که در سراسر کشور به طور پراکنده فعاليت مي کرند ، بگشايد و آنها را بيش از پيش منسجم کرده و به سوي اتحاد و سازمان يابي رهنمون سازد .
ما نيز به عنوان جمعي از فعالين چپ يزد به اين جمع بندي و باور رسيديم که مي بايست حضور و وجود مستقل خود را به صورت نيروي سازمان دهي شده ي چپ اعلام نماييم . اگرچه شرايط اضطراري پيش آمده و کمبود وقت مانع آن است که به طور مشخص به بيان آراء و گرايش خود بپردازيم ولي به زودي و پس از آزادي تمامي رفقاي در اسارتمان به بيان تئوريک نظرات خود خواهيم پرداخت.

نابود باد ارتجاع

پيروز باد سنگر سرخ مبارزه انقلابي

 

بيانيه اعلام موجوديت دانشجويان چپ شاهرود

ضرورت گذر از سرمايه داري به سوسياليزم و برقراري ديکتاتوري پرولتاريا و در پس آن تشکيل جامعه کمونيستي به وضوح روشن است .با تغيير حاکميت در سال 57 و برخورد هاي موحش در دهه 60 و جو خفقان حاکم و با توجه به سخن مارکس در مانيفست مبني بر اينکه کمونيستها عار دارند مقاصد و نظريات خويش را پنهان سازند ؛ ما جمعي از دانشجويان دانشگاه شاهرود با تاکيد بر آزادي رفقاي در بندمان به عنوان تشکت مستقل دانشجويي اعلام موجوديت ميکنيم .

به اميد دنيايي آزاد و برابر

زنده باد آزادي ، درود بر برابري ؛ مرگ بر ارتجاع

جمعي از دانشجويان دانشگاه شاهرود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/20ساعت 9:23  توسط پراودا  | 

آقاي ايرج صف‌شکن، پدر رفيق روزبه صف‌شکن (از رفقاي در بند)، به وزارت اطلاعات احضار شدند!!

در پي برگزاري تجمع اعتراضي در دانشگاه شيراز و سخنراني آقاي ايرج صف‌شکن در آن، روز دوشنبه وزارت اطلاعات با ايشان تماس گرفته و ايشان را به اطلاعات احضار کرده است!!

پاسخ آقاي صف‌شکن چنين بوده است: "من به وزارت اطلاعات نمي روم و چنان چه آن ها به سراغ من بيايند، اين مسئله دستگيري من تلقي مي شود. من نيز مخالفت و اعتراض خود به اين دستگيري را با اعتصاب غذا و اعتصاب دارو نشان خواهم داد."

شايان ذکر است آقای صف‌شکن چندی پيش عمل جراحی باز قلب داشته‌اند و اعتصاب غذا شديدا برای سلامتی ايشان خظرناک است!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/20ساعت 9:1  توسط پراودا  | 

گزارش شماره 2 از اقدامات خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده

روز دوشنبه 19 آذر خانواده ها به زندان اوین مراجعه کردند. این روز مخصوص جوابگویی به مراجعان مربوط به بند 209 (وزارت اطلاعات) است. خانواده ها به شدّت مصر به دیدن فرزندانشان بودند اما اجازه‌ی این کار داده نشد. گفته شد که آنان تا اتمام بازجویی شان ممنوع ملاقات هستند. حتی با درخواست خانواده‌ها مبنی بر آوردن حتی یک جمله‌ی نوشته شده به دست فرزندانشان برای خانواده ها موافقت شد. تنها با رساندن نوشته‌های خانواده‌ها به فرزندان موافقت شد. روز چهارشنبه 21 آذر نیز خانواده‌ها مجددا به اوین رفتند اما باز هم بی نتیجه بود. سپس بدون هیچ تصمیم قبلی و برای رساندن صدای اعتراض‌شان به گوش مسئولین به سمت مجلس رفتند و مقابل مجلس تجمع کردند. آن‌ها سعی در دیدار با آقای حداد عادل داشتند که بی‌نتیجه ماند. پس از چندی نیروهای مسلح پلیس آنها را احاطه کرده و فرمان به متفرق شدن آنها می‌دهند. اما خانواده‌ها با جسارت بر خواست خود تآکید کرده و متفرق نمی‌شوند. ناچارا به آنها اعلام می‌شود که یک تلفن به نمایندگان مجلس بدهند تا پس از هماهنگی با حداد عادل به آنها اطلاع دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت 14:28  توسط پراودا  | 

ميليتانت

militantmag@gmail.com

حمايت بين المللي از دانشجويان در بند (1)

جوانان سوسياليست ولز و اطرايش حمايت خود را از دانشجويان دستگير شده اعلام داشته و خواستار آزادي آنان شدند.

«نديم محجوب» يکي از فعالين سياسي و از برنامه پردازان راديوي انگليسي زبان «لندن»  نامه ي اعتراضي ميليتانت عليه بازداشتهاي اخير دانشجويان را امضا نمود.  

سه تن از فعالين حوضه هاي « حزب کارگر انگلستان» به نامهاي :

M. Todd

M.Murphy

Scunthorpe

نامه ي اعتراضي ميليتانت عليه دستگيرهاي اخير را امضا کرده و حمايت خود را از دانشجويان دستگير شده اعلام داريد.

حمايت از دانشجويان دربند توسط گروههاي بزرگ دانشجوئي جهان (2)

 در پي انتشار خبر  دستگيري هاي اخيردانشجويان فعالين نشريه  ميليتانت فورا  متن اطلاعيه  را ترجمه کرده  و براي سازمانهاي دانشجوئي در سراسر جهان ارسال نمود. در پي اين اقدام،  سه سازمان بزرگ دانشجوئي به نامهاي

 سنديکاي دانشجويان اسپانيا،

کميته ي دفاع از آموزش و پرورش(ايتاليا)

 کميته ي دفاع از آموزش و پرورش (مکزيک)

در دفاع از آزادي دانشجويان دستگير شده متن انگليسي را امضا کردند.

حمايت دانشجويان يونان از دانشجويان دربند ايران (3)

Panagiotis Kolovos – Athens school student, secretary of the “Comittee in Defence of State Education”

Ilias Kyroussis – school student, member of the editorial board of the paper “Student Unity”

Niki Skinioti – school student, member of the editorial board of the paper “Student Unity”

Alexandros Gkougoussis – school student, member of the editorial board of the paper “Student Unity”

Giannis Kavvakas – school student, member of the editorial board of the paper “Student Unity”

Perros Ninos – school student, member of the editorial board of the paper “Student Unity”

Ioniald Sena – school student, member of the editorial board of the paper “Student Unity”

Florian Dahi – school student, member of the editorial board of the paper “Student Unity”

Katerina Papadimitropoulou – school student, member of the editorial board of the paper “Student Unity”

Nikos Sapranidis – University student ? member of PASOK YOUTH

Orestis Doulos – University student ? member of PASOK YOUTH

Kanelopoulou Christina – Member of PASOK Youth Athens Committee

Karagianopoulos Stamatis – Member of B 4 district Committee of PASOK Youth

Tsitonis Takis, Member of Executive committee of Archaeological Sites Workers Union

Nikakis Dimitris, Member of the Executive committee of Shopworkers Union

Nikolaou Martha, Member of the Executive committee of Shop – workers union

Milonas Elias, Olympic Catering unionist

Karigianis Leonidas, PA.SO.K member

Gougousis Spiros, PA.SO.K member

Karaiskos Thodoros, PA.SO.K member

Bouras Kostas, PA.SO.K member

حمايت دانشجويان و کارگران دانمارک از دانشحويان ايران (4)

 مايکل استيرک ـ عضو شوراي دانشجويي در تندر

سيلاس بوسن ـ عضو هيئت تحريريه شوراي داتشجويي در روخيلده

يپه درودال ـ عضو شوراي دانشجويي در روخيلده

يوآنس استيکي ـ عضو هيئت مديره کلوپ پستچي ها در کپنهاک (توربرو)

لاسه برتلسن ـ هيئت مديره اتحاديه کارگران نقاش در کپنهاک

ماري فردريکسن ـ عضو رهبري سراسري جبهه جوانان سوسياليست

کلاس مونستر ـ مدير روابط عمومي جبهه جوانان سوسياليست در سيدهيمرلند

آندراس بيولو ـ عضو جبهه جوانان سوسياليست در روخيلده

حمايت فعالين دانشجوئي و کارگري ايتاليا از دانشجويان درند ايران (5)

Claudio Bellotti, national executive committee, Partito della Rifondazione Comunista

Alessandro Giardiello, national political committee, Partito della Rifondazione Comunista

Jacopo Renda

Elisabetta Rossi

Dario Salvetti, national coordinating committee, Giovani Comunisti -Partito della Rifondazione Comunista

Paolo Brini, central committee Fiom Cgil

Davide Bacchelli, provincial committee Fiom Cgil, Bologna

Giampiero Montanari, metal shopsteward Fiom Cgil

Ivan Serra, metal shopsteward Fiom Cgil, Bologna

Domenico Minadeo, chemical shopsteward, Filcea Cgil Imola

Nunzio Vurchio, metal shopsteward Fiom Cgil Milano

Massimo Cavallotti, services shopsteward Filmcams Cgil Milano

Samira Giulitti, insurance shopsteward Fisac Cigil Milano

Sara Cimarelli, insurance shopsteward Fisac Cigil Milano

Laura Parozzi, transport shopsteward Filt Cgil Milano

Antonio Forlano, transport shopsteward Filt Cgil Milano

Pino Marazzi, transport shopsteward Filt Cgil Milano

Laura Bassanetti, transport shopsteward Filt Cgil Milano

Silvia Ruggieri call center shopsteward Nidil Cgil Roma

Paolo Grassi, provincial committee, Nidil Cgil, Milano

 (اطريش) از دانشجويان دربند ايران (6) Der Funke  حمايت هئيت تحريريه نشريه معتبر سوسياليستي

www.derfunke.at

Gernot Trausmuth

Marion Hackl

Elena Hackl

Jana Hackl

حمايت فعالين دانشجوئي و کارگري بلژيک از دانشجويان دربند ايران (7)

Erik De Bruyn, spokesman of SP.a Rood (leftwing of the Socialist Party SP.a)

Fabian Defraine, councillor for the SPT in Tubize

Stephen Bouquin, professor labour sociology at the University of Amiens

Roland Vanderbeke, Executive Committee of the Socialist Public Services Union (Oostende)

Nick Deschacht, economist at the Free University of Brussels and shop steward for the Socialist Public Services Union

Lin Van Rompaey, shop steward for the Socialist Public Services Union in Antwerp

Antoon Stessels, executive committee of the SP.a branch Brasschaat

Issam Benali, chairman of the SP.a branch Beveren

Brecht Desmet, students representative, University Ghent

Wim Benda, editor of Vonk

حمايت فعالين جنبش کارگري و دانشجوئي بريتانيا از دانشجويان دربند ايران ( 8)

در اين ليست تازه اسم «جري دير» دبير سراسري روزنامه نگاران بريتانيا ديده مي شود.

Jeremy Dear, General Secretary, NUJ

Atif Nazar, Pakistan Trade Union Defence Campaign

Espe Espigaress, Amicus shop steward, London

Des Heemskerk, Amicus Media and Campaigns officer (personal capacity)
Phil Waker, CWU NEC

Nigel Pearce, NUM NEC

Kris Lawrie, NUJ member

Rob Sewell, Vice-Chair NUJ, Central London Branch

Bjorn Oystein Ovrevik, Newcastle upon Tyne

Kenny Brown, union-GMB (personal capacity) Labour Party (personal capacity)

Steve Brown, Secretary Wansbeck and Morpeth TUC and Alcan GMB.

Tam Burke, Prospect Trade Union (workplace representative - personal capacity), South West
Edinburgh Labour Party member (personal capacity).

Graham Wilson,TGWU steward, E.Edinburgh CLP

Ramon Samblas, YFIS

 

حمايت خبرنگاران، فعالين اتحاديه هاي کارگري، دانشجويي، معلمان و جوانان از دانشجويان دستگير شده ي ايران!  (9)  کمونيست يونان

AMALIA GIAKOUMIDOU - UNION OF COMERCIAL WORKERS OF ATHENS

- ORESTIS DOULOS - UNION OF  ENGINEARSIN ATHENS

- VAGELIS TRANOS -    "                                    "

- MAKIS SIDIROPOULOS - "                        "

- SPYROS SVERKOUNOS - UNION OF GREEK TEACHERS

- DYIONISSIOS POLLATOS -  WORKERS UNION IN THE SHEAPYARDBELT OF PEAREUS

- ILLIAS KYROUSSIS –STUDENT UNION OF ATHENS UNIVERSITI

- YIANNIS KAVAKAS -  "                   "      OF CHALKIDA TECHNOLOGIKAL UNIVERSITI

- STELLA MANOLIOUDAKI – "             "       OF PEAREUS TECHNOLOGIKAL UNIVERSITI

- STAMATIS KARAYANNOPOULOS – JOURNALIST

- PAVLOS KYROUSSIS - MEMBER OF GREEK COMMOUNIST YOUTH (KNE)

- DIMITRIS KOUMARELAS - MEMBER OF GREEK COMMOYNIST YOUTH (KNE)

حمايت فعالين اتحاديه هاي کارگري، جوانان و اعضاي "بنياد فردريک انگلس" در آرژانتين از دانشجويان دستگير شده  (10)

Demian Marcos (Buenos Aires)

Jorge Miños (Buenos Aires)

Andrés Goldberg (Buenos Aires National University-UBA)

Sergio González (La Plata- Buenos Aires Province)

Daniela Sáenz (Buenos Aires Province)

Aurelia Velázquez (Buenos Aires Province)

Angel Perouch (Rosario)

Verónica de Laurentis (Rosario National University-UNR)

David Rey, The Militant paper Editor (Buenos Aires)

Fernando Buen Abad Domínguez, (Frederick Engels Foundation, and Consultive Conseil of Telesur’s member, Venezuela TV Channel)

حمايت فعالين مارکسيست مستقل جهان از دانشجويان دستگير شده (11)

Thomas Rollings

Manuel Reichetseder ,austria

Robin Walsh ,london UK

Niklas Albin Svensson

Michael Demosthenous

حمايت «آلن وودز» از دانشجويان دربند ايران  (12) 

 

            آلن وودز، سردبير نشريه ي «فراخوان سوسياليستي» (Socialist Appeal ) و نويسده ي کتاب هاي متعددي در مورد مارکسيزم، منجمله «سبب قيام»، «مارکسيزم و مسئله ي ملي» و «انقلاب ونزوئلا - چشم انداز مارکسيستي»، از دانشجويان در بند ايران پشتيباني کرد.

گلوديو بلوتي» از دانشجويان دستگير شده حمايت کرد (13)

 

عضو هئيت اجرائي «حزب کمونيست ايتاليا»

حمايت «احمد منظور» از دانشجويان دربند ايران (14)

                                  

                        احمد منظور عضو هئيت اجرائي «جد و جهد» پاکستان  

                                          و عضو پارلمان پاکستان

حمايت حزب کارگران سوسياليست اسپانيا از دانشجويان دربند ايران (15)

 

هماهنگ کننده حزب سوسياليست اسپانيا

COORDINADORA DE MÁLAGA.

IZQUIERDA SOCIALISTA-P.S.O.E. DE ANDALUCIA.

Is-psoe.malaga@terra.es

حمايت فعالين دانشجوئي بلژيک از دانشجويان  دربند ايران (16)

ويم بندا ـ هيئت تحريريه روزنامه مارکسيستي فونک

ميل روبيوـ سازمانده پيشين اتحاديه فلزکاران بورت ديامات

برخت دسمت ـ عضو شوراي دانشجويان دانشگاه گنت

ميشا وان هرک ـ عضو حزب سوسياليستي آنتورپ و تعليم دهنده در اتحاديه کارگران سوسياليست

مآرتن وان هيورزيوين ـ عضو شوراي دانشجويان دانشگاه  گنت

رولند واندربکه ـ عضو نمايندگي سوسياليستي اتحاديه کارگران خدمات عمومي در اوسنده

اريک د بروئن ـ پيشروي کارگري اتحاديه سوسياليستي کارگران خدمات عمومي در شهر آنتورپ

لين ون رومپايي ـ پيشروي کارگري اتحاديه سوسياليستي کارگران خدمات عمومي شهر آنتورپ

آندره گانزاليس ـ رئيس اتحاديه کارگران خدمات عمومي شاخه فيرنه و پيشروي کارگري اتحاديه آموزگاران

بارت دسمت ـ پيشروي کارگري اتحاديه کارگران ترابري

نوشين مالک ـ دانشجوي آکادمي ايالتي ليمبورگ

 ادامه دارد

ميليتانت

militantmag@gmail.com

  

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت 9:32  توسط پراودا  | 

دانشگاه پادگان نيست

دانشگاه سنگر آزادي است

دوستان و همكاران گرامي

16 آذر روزدانشجو مي باشد در آستانه فراسيدن روز دانشجودولت عدالت پرور به جاي تكريم در مقابل دانشجويان اين پيشگامان مبارزه براي آزادي به دانشگاهها حمله كرده و دهها نفر از دانشجويان را دستيگر كرده است .

دوستان كارگر

روز دانشجو روزمبارزه عليه زور و ستم روز عليه بي عدالتيها وروز مبارزه عليه خفقان عليه سركوب و روز مبارزه براي آزادي ميباشد

.براي همين نيروهاي امنيتي جهت جلوگيري ازگرامي داشت اين روزبزرگ اقدام به دستگيري گسترده دانشجويان دانشگهاهاي كشور كرده اند

ما كارگران ايران خودروضمن گرامي داشت روز دانشجو اين روز بزرگ كه نشانه مقاومت و سمبل آزادگي دانشجويان در دفاع از حقوق ما كارگران ميباشد را به دانشجويان عزيز تبريك مي گوئيم

ما ضمن محکوم کردن هر گونه تعليق ، اخراج ، دستگيري و پيگرد دانشجويان و فعالين کارگري و اجتماعي، خواهان آزادي فوري وبدون و قيدو شرط آنان هستيم .

زنده باد دانشگاه. زنده باد دانشجويان آزاده و مبارز.

جمعي از كارگران ايران خودرو

چهاردهم آذر 1386

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/18ساعت 9:46  توسط پراودا  | 

گرامي باد 16 آذر روز دانشجو

دانشجويان در بند بايد فورا و بي قيد و شرط آزاد شوند

 

از چند روز مانده به 16 آذر امسال، تاکنون 30 نفر از دانشجويان از طريق يورش به منازل شان و يا در خيابان و دانشگاه بازداشت و روانه زندانها شده اند. سياست تشديد سرکوب و بازداشت فعالين جنبشهاي مختلف اجتماعي، سياست تازه اي نيست و مدتهاست که تشديد اين سياستها به  تنها رويکرد برخورد طبقه حاکم به جنبشهاي اجتماعي در ايران تبديل شده است.

کارگران و رهبران آنان را به جرم ايجاد تشکل و برگزاري مراسم اول ماه مه بازداشت و روانه زندانها کرده اند، اعتراض آنان را به عدم پرداخت دستمزدهاي زير خط فقر،  بيش از پيش با نيروي باتوم بدست و بازداشت و زندان پاسخ داده اند و جوانان دانشجو را که تمامي وجودشان مالامال از برابري خواهي و آرمانهاي انساني است به کميته هاي انضباطي کشانده و آنان را با اتهامات واهي از ادامه تحصيل محروم و روانه زندانها کرده اند و در تداوم اين سياستها، طي چند روز گذشته در تعرضي از سر استيصال و درماندگي در برابر شکوفايي روز افزون جنبش برابري خواهي در ميان دانشجويان و براي جلوگيري از برگزاري مراسم 16 آذر، هجومي گسترده را در مراکز دانشگاهي سازمان داده و 30 نفر از رهبران  وفعالين برابري طلب دانشجو را در آستانه 16 آذر روانه زندانها کردند. چنين وضعيتي غير قابل تحمل است و بي ترديد اين سياستها در روند تداوم خود، موج برگشت هر چه قدرتمند و تعرضي تري را از جانب دانشجويان و کارگران بر عليه اعمال کنندگان آن ايجاد خواهد کرد. 

 

کارگران

جنبش دانشجويي متحد پيگير ما کارگران است، امروز جنبش دانشجويي بيش از هر زمان ديگري پرچم مطالبات انساني ما کارگران را بر افراشته و دانشجويان در لحظه لحظه هاي مبارزات ما کارگران، دوشادوش ما حرکت و جانفشاني کرده اند. آنان بويژه در چند سال گذشته، در هر فرصتي پرچم و پلاکارد حمايت از ما کارگران را بر دوش کشيده و مدافع جسور و پيگير طبقه ما بوده اند. نبايد آنان را تنها گذاشت و بايد به هر وسيله ممکني از دانشجويان حمايت کرد و خواهان آزادي فوري و بي قيد و شرط تمامي دانشجويان در بند شد.

اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار با محکوم کردن تعرض به دانشجويان و بازداشت گسترده آنان، خود را متحد جنبش دانشجويي ميداند و خواهان تحقق فوري مطالبات زير است:

 

1-  آزادي فوري و بي قيد و شرط کليه دانشجوياني که تا کنون بازداشت و يا محکوم به زندان شده و دوران محکوميت خود را مي گذرانند

2- آزادي ايجاد تشکلهاي مستقل دانشجويي

3- بر چيدن کميته هاي انضباطي و پايان دادن به احضار دانشجويان به اين کميته ها

4- بازگشت به تحصيل کليه دانشجوياني که تا کنون اخراج و محروم از تحصيل شده اند

5- ممنوعيت ورود نيروهاي امنيتي به دانشگاهها و پايان دادن به تعقيب و آزار و اذيت فعالين و رهبران دانشجويي

 

اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار 16/9/1386

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/18ساعت 9:45  توسط پراودا  | 

ميلاد معيني، بهرنگ زندي، حامد محمدي، حسن معارفي، انوشه آزادفر، ايلناز جمشيدي، مهدي گرايلو، نادراحسني، سعيد حبيبي، بهروز کريمي زاده، کيوان اميري الياسي، نسيم سلطان بيگي، علي سالم، محسن غمين، روزبه صف شکن، روزبهان اميري، ياسر پير حياتي، مهسا محبي، سعيد آقام علي، علي کلائي، امير مهرزاد، هادي سالاري، فرشيد فرهادي آهنگران, امير آقايي, ميلاد عمراني, يونس ميرحسيني، سروش هاشم پور.


- رفيق بيتا صميمي زاده خوشبختانه دربند نيست!


- علي رغم آخرين اطلاعات از عدم دستگيري رفقا پيمان پيران٬ کاوه عباسيان٬ بهزاد باقري و مجيد اشرف نژاد وضعيت کنوني ايشان کماکان در ابهام است.

  
 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/16ساعت 20:42  توسط پراودا  | 

گزارش شماره 1 از اقدامات خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده

از همان شبِ شروع بازداشت‌ها، خانواده‌هایی که خبردار شدند اقدام به پی گیری وضعیت فرزندانشان کردند. کلانتری 148 اظهار بی اطلاعی و توصیه به مراجعه به دفتراماکن میدان نیلوفر کرد. آن‌ها نیز به همین نحو توصیه به مراجعه به اداره‌ی منکرات خیابان وزرا کردند(زیرا معتقد بودند تمام دختران پس از دستگیری به آن مکان منتقل می شوند) و در آن‌جا نیز خانواده‌ها باز هم با اظهار بی اطلاعی مامور شیفت مواجه شدند. و طبق توصیه‌ی آنها به اداره‌ی آگاهی تهران بزرگ مراجعه کردند در آن جا هم هیچ جوابی برایشان نداشتند. وتوصیه کردند برای پی گیری بیشتر به اداره‌ی پلیس امنیت عمومی در خیابان عشرت آباد مراجعه کنند چرا که آن‌ها حتما از وضعیت دستگیرشدگان مطلعند. پس از مراجعه به اداره‌ی پلیس امنیت عمومی و نگرفتن هیچ گونه جوابِ مشخصی، دستِ خالی به خانه‌ها بازگشته تا باقی پی گیری را روز بعد(دوشتبه) انجام دهند. روز دوشنبه به دفتر پی گیری مراجعه کرده که آن ها نیز اظهار بی اطلاعی کردند. سپس مجدداً به دفتر پلیس امنیت عمومی مراجعه کردند و بازهم نتیجه نگرفتند. همان روز به دفتر حراست دانشگاه نیز مراجعه کردند و مثل همیشه با بی اطلاعی آن ها مواجه شدند.
در انتهای روز دوشنبه احسان آزادبر پس از 30 ساعت دستگیری آزاد شد، و خبر داد که همه در بند 209 اوین بوده اند ولی همچنان هیچ مقام رسمی دستگیری بچه‌ها راتایید نکرده.
با توجه به این اخبار، خانواده‌ها به درب زندان اوین مراجعه کردند. درآن جا گفته شد بدون نامه‎ی اجازه‌ی ملاقات از طرف دادگاه انقلاب امکان ملاقات با دستگیرشدگان وجود ندارد.
پس از آن همگی به دادسرای دادگاه انقلاب واقع در خیابان معلم مراجعه کردند و پس از پی گیری های مکرر، مامورین دادگاه انقلاب اعلام کردند که اسامی این افراد را ندارند، پس هنوز بازجویی ها به اتمام نرسیده و پرونده‌ی بچه ها هنوز دادگاهی نشده. گفتند بروید به منزل‌هایتان، خودشان خبرتان می کنند. دراین بین خبر خوشحال کننده‌ی برگزاری هر چه با شکوه تر مراسم 16 آذر در روز سه شنبه در دانشگاه تهران و در فضای خفقان آور نیروهای امنیتی، به رغم موج وحشیانه‌ی دستگیری ها دلگرمی عمیقی به خانواده‌ها داد و آن‌ها را در پی گیری وضعیت فرزندانشان که تحت فشار بودند مصمم تر کرد.
کم کم تعداد بیشتری از خانواده های زندانیان به هسته‌ی اولیه ملحق می شدند و تعداد بیشتری به همراه هم به مراکز مختلف مراجعه می کردند.
خانواده‌ها در دو روز آینده یعنی چهارشنبه و پنج شنبه نیز هم چنان بین اوین و دادگاه انقلاب درحال رفت و آمدی بی نتیجه بودند و نگرانی آنها روز به روز فزونی می گرفت. عصر روز چهارشنبه خانواده ها با دکتر رزافشان ملاقات کردند و از ایشان تقاضای همکاری کردند و همان طور که انتظار می رفت، آقای زرافشان هم دست آنها را به گرمی فشرد و قول همکاری و مشاوره به آنها داد.
روز جمعه پس از مراجعه‌ی مجدد به زندان اوین و پافشاریِ زیاد مبنی بر گرفتن اطلاع موثق از فرزندانشان، بالاخره زندان اوین به این خانواده های رنجور و خسته پاسخ داد که فرزندانشان در آن مکان مقدس بازداشت می باشند، و همه‌ی آن ها ممنوع الملاقات هستند.سرانجام پس از یک هفته برای آن افراد سردرگم مشخص شد که فرزندانشان توسط کسی جز دولت جمهوری اسلامی ربوده نشده اند. و طبق درخواست یکی از زندانیان دختر مقداری پول برایشان ارسال شد.روز شنبه با مراجعه‌ی مجدد به دادگاه انقلاب و سرو صدای زیاد در آن جا فردی از طبقات بالاتر آمد تا جواب این خانواده های نگران را بدهد. فردی که از طرف قاضی پرونده پاسخگو بود اعلام کرد: فرزندان شما تحت بازجویی هستند و ممنوع الملاقات و ممنوع التلفن هستند، و بازجویی ها ادامه خواهد داشت تا زمانی که کلیه‌ی اطلاعات را از آن ها گرفته باشند، و امکان دارد برای گرفتن پاسخ یک سوال 91 روز هر کدام از فرزندانتان را در بازداشت نگه دارند زیرا قانون چنین حقی برای بازچوی خود قایل است. مادریکی از بچه ها که بسیار نارحت و از این پاسخ غیر مسولانه دادگاه منقلب شده بود با عصبانیت درخواست پاسخی روشن کرد. مامور دادگاه به ایشان گفت شما حق ندارید سر و صدا درست کنید، و او نیز جواب داد به قاضی پرونده بگویید بیاید سرِمن داد بزند، به من سیلی زند، ولی به من پاسخ دهد. ناراحتی او بیشتر افراد را شدیدا تحت تاثیر قرار داد، ولی فراموش کرده بودیم که جمهوری اسلامی از کسانی برای اداره‌ی امور استفاده می کند که نه مفهوم انسانیت نه مفهوم محبت نه مفهوم عشق را بدانند، کسانی که روزی به راحتی و با سربلندی ناب ترین فرزندان این آب و خاک را به مسلخ بردند و در همان حال با نهایت آرامش هم سر بر بالش می گذاشتند.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/16ساعت 14:28  توسط پراودا  | 

             کوتاه علیه ارتجاع سرمایه داری اسلامی و شرکا :

                  

                      «رفقای  ما را آزاد کنید!»

 

 

 

پریسا نصرآبادی

 

درست در شرایطی که دول منحط بورژوایی از سه قاره، در سهم خواهی بر سر خوان گسترده منافع متقابل با چاشنی مسئله هسته ای ایران، به توافقات جدی دست می یافتند و نیش بورژوازی تا مغز استخوان فاسد ایران(اعم از پوزسیونی و اپوزسیونی )به لبخندی چندش آور مزین گشته بود و کماکان در فضایی سرشار از شارلاتانیزم سیاسی در گستره بین المللی، بر طبل دروغ های آوریل و ژوئن و دسامبر امریکا و همزمان جدی بودن خطردستیابی به تسلیحات اتمی رژیم اسلامی ایران کوبیده می شد، ده ها تن از برجسته ترین فعالان دانشجویی کمونیست دانشگاه های تهران،مازندران،شیراز، اهواز و...که بر طبق سنت چندسال گذشته دانشگاه ها، در تدارک آکسیون سرخ 16 آذر بودند، به طور غیرمترقبه و به نفرت انگیز ترین شیوه ممکن،تهدید،تعقیب و دستگیر شدند ،منازل و لوازم شخصی شان مورد تفتیش قرار گرفت و روانه دانشگاه اوین گردیدند تا گوش های پُرشان از اندرزهای تکراری تمام این سالها پُر تر شود.

 

پس از این رخداد، نولیبرال های اپوزسیونی خوش خدمت که در انتظار «رقم خوردن سرنوشتشان از آن سوی مرزها» در خفقانی معنادار فرو رفته بودند، پس از «معامله بزرگ » در حقارت فقدان موضوعیت به گل نشستند و از قرقره کردن دموکراسی خواهی تمام عیارشان (تحت لیسانس  یو اس آ ) به کلی باز ماندند.

{درباره میزان دموکراتیک بودن محتوای برنامه این جریان می توانید به نک و ناله ها و شکایات پیاپی ایشان نسبت به عدم برخورد رژیم با کمونیست ها پیش از سرکوب اخیر و انبوه اعتراضات و بیانیه ها و اطلاع رسانی مبسوط در ارگان ها،تلویزیون ها،رادیو ها سایت ها و وبلاگ های رسمی و شخصی حضرات نولیبرال و نو محافظه کار در شعب دست چندم دانشجویی و غیر دانشجویی آن پس از سرکوب اخیر مراجعه نمایید!!!}

 

در کنار بایکوت خبری و رسانه ای راست اپوزسیون ، ذکر مزایای نولیبرال های اصلاح طلب پوزسیونی نیز خالی از فایده نیست که با توجه به سوابق درخشان خود به ویژه در سالهای نخست پس از انقلاب 57، بدیهی است که ید طولایی در جعل و تحریف وقایع و سانسور شدید خبری و تطهیر سرکوبگری دیرینه رژیم سرمایه داری اسلامی داشته و دارند.

راست پوزسیونی اصلاح طلب که با تمام قوا تلاش خود را در گذشته مبذول داشته بود که با اعطای مدال های آکادمیک ، چپ را به کنج کتابخانه ها و محافل روشنفکری رهنمون کرده و از آن یک «کاست معنوی» بسازد و نسخه چپ فاقد افق سیاسی و اجتماعی را بپیچد، با مواجهه با چپ مهارناپذیر غیر سازشکار عنان از کف داده و کار را به جایی رسانید که حتی شیخ اصلاحات نیز به عرصه رقابت  در درفشانی حضرات آکادمیسین لیبرال  پیوست و از نقش مارکسیست ها در تخریب و ویرانگری حسینیه دراویش گنابادی بروجرد سخن به میان آورد!!!

 

جناح های مختلف بورژوازی پس از سر برآوردن دوباره چپ پس از سرکوب سهمگین دهه مرگبار 60 و پس از شکست مفتضحانه پروژه اصلاحات، در مقاطع مختلف همواره سعی در نادیده گرفتن و قلیل انگاشتن این چپ بازمتولد شده داشتند تا به خیال خودشان به آنها موضوعیت نبخشند و هویت آنها را به رسمیت نشناسند، تا سربازان فرمانبردار خود را در گردان های دانشگاهی از پی دامن زدن به جنگ های زرگری این جناح و آن جناح یا عملیات های کور و حماقت باری چون حمایت از پروژه دخالت خارجی رفراندوم و دموکراسی خواهی موهوم روان کنند.

اما با قدرت گیری هر روزه این چپ و با تثبیت موقعیت خود از 16 آذر 84 به بعد به تدریج این چپ های به قول آقایان از گورستان تاریخ باز آمده( که به خوانش ارتدکس از مارکسیسم رجوع می نمودند) به عنوان یک طیف بسیار حائز اهمیت در تحولات دانشگاهی و دارای پایگاه و نیروی قابل توجه در جنبش دانشجویی به رسمیت شناخته شد.

از این زمان به بعد و با توجه به اینکه در اکثر دانشگاه های کشور این طیف مشخص با خوانش رادیکال خود از مارکسیسم رو به گسترش داشت، بدیل کاریکاتور واری از چپ به طور موازی ( و با تمرکز در دانشگاه علامه طباطبایی) به عنوان چپ مورد علاقه حضرات نولیبرال و بی خطر برای بورژوازی تا بن دندان مسلح علم شد تا با قرائت گل و بلبل خود از مارکسیسم ،نه تنها در انتقاد از رادیکالیسم چپ در طول تاریخ از لیبرال ها پیش بیفتند بلکه به جاده صاف کنی بیراهه دموکراسی خواهی در ایران (البته زیر سایه عنایات پیش کسوتان لیبرال خود) مفتخر گردند.

16 آذر سرخ 85 به عنوان نقطه اوج و فراز چپ راستین در دانشگاه و متعاقب آن برگزاری آکسیون 8 مارس 85 برای اولین بار در دانشگاه های ایران و حضور فعالانه دانشجویان چپ درآکسیون کارگری بی سابقه 1 می 86 نشانگر یک تعیین تکلیف استراتژیک و آغاز مرحله ای جدید در حیات چپ انقلابی در دانشگاه بود، که بر اساس آن می بایست فراتر از حرف و سخن و بسط تئوریک مباحث، مبارزه طبقاتی و اهمیت استراتژیک طبقه کارگر، پروژه اجتماعی شدن چپ ، فراتر رفتن از سطح تحلیل بورژوایی نسبت به هم رده پنداشتن جنبش های اجتماعی و تاکید براهمیت مضاعف جنبش کارگری و رهبری طبقه کارگر ، تامین هژمونی چپ در جنبش های اجتماعی نظیر دانشجویی،زنان،ستم ملی و...تاکید بر سوسیالیسم به مثابه هدف فوری و آنی مجموعه مبارزات جاری در بطن اجتماع ،محور همه تحرکات دانشجویان کمونیست قرار بگیرد و بیش از پیش به منصه عمل درآید.

 

اما :

 

تعقیب،ربایش و دستگیری گسترده دانشجویان چپ، که همگی متعلق به رادیکال ترین جریانات موجود در چپ دانشجویی  هستند و در تدارک 16 آذر سرخ دیگری بودند را  چگونه می توان تحلیل کرد؟

 

کاملا شفاف و روشن است که این اقدام بی سابقه معطوف به چپ انقلابی دانشگاه های ایران بوده است و نه چپ نو، یا پسامارکسیست یا پست مدرنیستی(بخوانید رفرمیست) که توسط ارگان های لیبرالی نسبت به آن بی دریغ تبلیغات گسترده صورت می گیرد و تصویر شخصیت های تئوریک و سیاسی آن، به عنوان اسطوره های چپ بی آزار،فهمیده و متساهل در پشت جلد نشریات زرد لیبرالی نقش می بندد.

چپ دوست داشتنی که از فرط مهربانی گارد خود را به راست بازگذارده و شمشیرش را برای جریانات رادیکال چپ از رو بسته است. چپی که در بهترین حالت به مثابه جناح چپ لیبرالیسم ، رزمنده و فدایی مصمم بورژوازی درک می شود.(از جمله می توان به تبانی سازمان های متبوعه این به اصطلاح چپ در مقاطع مختلفی نظیر انتخابات، با جناح اپوزسیون اصلاح طلب پرو- رژیم ، یا توافقات جمهوری خواهانه و دموکراسی طلبانه ایشان با اپوزسیون پرو -غرب اشاره نمود!)

 

بورژوازی شامه تیزی دارد و دشمنان حقیقی خود را که بر مبنای پولاریزاسیون اصیل و تاریخی چپ و راست معین می گردد را به خوبی می شناسد و به سوی آن می تازد، و این دشمن کیست مگر چپ انقلابی که همواره مرزبندی قاطع و سازش ناپذیری با لیبرال ها را در کارنامه خود مضبوط نموده است و این توان را دارد که به عنوان یگانه جریان صاحب صلاحیت برای پیگیری مطالبات دموکراتیک و آزادی خواهانه دانشجویان در دانشگاه ، پیشتاز و پیش رو مجموعه تحرکات درون دانشگاهی باشد و قادر است تنها نیرویی باشد که به طرح مسائل و خواست های اجتماعی رادیکال موجود در جامعه و سازماندهی در جهت تحقق آنها مبادرت ورزد و با نظام سرمایه داری در تمام ابعاد و اشکال آن پیگیرانه مبارزه نماید و در این مسیر مجموعه جریانات رفرمیست و فرصت طلب را به حاشیه براند.

از این رو چپ انقلابی که دگر باره بنا بر ضرورت، از بطن نظام سرمایه داری اسلامی موجود متولد شده است و یگانه انعکاس مبارزات واقعی وجدی در صحنه اجتماع است  تاریخا توسط دولت های بورژوازی در برهه های مختلف مورد تعرض و سرکوب قرار گرفته است و این بار نیز چپ انقلابی دانشگاه های ایران در معرض حملات دولت نهم از نظام سرمایه داری اسلامی ایران قرار گرفته است.

دولت نهم که نامزد در دست گرفتن ابتکار عمل برای پیوند زدن سرمایه داری دولتی ایران، به سرمایه داری جهانی و هم زمان برقراری سیادت ایران در منطقه گردیده است، با دست افزار اصل 44 که نقطه کانونی پیوستن مجموعه جناح های بورژوازی به یکدیگر و تبلور اشتراک منافع پوزسیون و اپوزسیون طرفدار رژیم و اپوزسیون طرفدار غرب است، به تدریج در جهت رفع یا کاهش تضاد های خود قدم بر می دارد و با لیبرال های امریکایی هم زبان می شود و «مارکسیست ها» را سیبل تعرض و تهاجمات خود قرار می دهد .

به این ترتیب « ازکیهان تا صدای امریکا  » طیفی از ارگان های با منافع مشترک حضور خواهند داشت که همگی از سرکوب چپ انقلابی استقبال نموده و هریک به اقتضای ادبیات خود یا چپ انقلابی را منتسب به امریکا می کنند و سانسور شدید خبری اعمال می کنند یا چپ انقلابی را به عنوان دشمنان جامعه باز و مدنی بایکوت رسانه ای می کنند.

زیرا این چپ انقلابی است که بارها و بارها :

1- مواضع خود را نسبت به ضدیت با هرگونه دخالت خارجی |(از تحریم تا حمله نظامی )شفاف و رو به جبشهای اجتماعی ارائه  کرده است.

2- همواره هویت مستقل خود را حفظ نموده وعدم دلبستگی و وابستگی خود به تک تک  جناح های اپوزسیون  درون حکومتی و پرو-غرب را اعلام نموده است.

 3- از بدو تولد دوباره هرگز سنت اصلاح طلبانه نداشته است و دائما بر عنصر دخالتگری اجتماعی تاکید کرده است.

 4- چپ انقلابی را یگانه نیروی پیگیر مطالبات و خواست های دموکراتیک و آزادی خواهانه/سوسیالیستی       می داند.

پس چندان تعجب برانگیز نیست که متعاقب حملات و سرکوبگری شدیدی که مداوما نسبت به فعالان جنبش های اجتماعی و به ویژه جنبش کارگری صورت گرفته و می گیرد ( و از ترور تا زندان و صدور احکام سنگین و طویل المدت را شامل می شود )، اکنون برای بازداشته شدن دانشجویان کمونیست از برگزاری آکسیون سرخ و پر قدرت دیگری در آستانه 16 آذر 86 با این گستره و حجم مورد تعرض قرار بگیرد.

اما 16 آذر امسال در نبود بسیاری از رفقا ، که هریک به نوعی از برجسته ترین فعالان کمونیست دانشگاه های ایران هستند با تمام نیرو و شورمندانه برگزار گردید .

 

ما این یورش وحشیانه را که توسط رژیم سرمایه داری اسلامی ایران و به نمایندگی از بورژوازی ددمنش در کلیت واحد آن صورت گرفته است خشمگینانه محکوم می کنیم و خواستار آزادی فوری تک تک دانشجویان،کارگران، و همه زندانیان آزادی خواه در بند می باشیم.

 

مبارزات دانشجویان به مثابه متحدین طبقه پیش رو کارگر و همگام با ایشان بی وقفه ادامه خواهد یافت و در این راه لحظه ای از پای نخواهیم نشست.

اما وقایع اخیر حاکی از ضرورت ارتقاء جنبش چپ انقلابی در دانشگاه ها بر مبنای استراتژی واحد و بر سه محور سازماندهی ، رهبری ، و تئوری منسجم می باشد که تا کنون عمدتا مباحث نظری متعددی حول آنها صورت گرفته است و ضرورت دارد که از این پس به نمود های عملی و تحقق انضمامی موارد نامبرده در سطح جنبش تلاش های جدی مبذول داشته شود.

با آرزوی رهایی رفقای سربلند در بندمان!

 

زنده باد سوسیالیسم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت 23:13  توسط پراودا  | 

 
رفقای ما را آزاد کنید!
 
درست در شرایطی که دول منحط بورژوایی از سه قاره، در سهم خواهی بر سر خوان گسترده منافع متقابل با چاشنی مسئله هسته ای ایران، به توافقات جدی دست می یافتند و نیش بورژوازی تا مغز استخوان فاسد ایران(اعم از پوزسیونی و اپوزسیونی )به لبخندی چندش آور مزین گشته بود و کماکان در فضایی سرشار از شارلاتانیزم سیاسی در گستره بین المللی، بر طبل دروغ های آوریل و ژوئن و دسامبر امریکا و همزمان جدی بودن خطردستیابی به تسلیحات اتمی رژیم اسلامی ایران کوبیده می شد، ده ها تن از برجسته ترین فعالان دانشجویی کمونیست دانشگاه های تهران،مازندران،شیراز، اهواز و...که بر طبق سنت چندسال گذشته دانشگاه ها، در تدارک آکسیون سرخ 16 آذر بودند، به طور غیرمترقبه و به نفرت انگیز ترین شیوه ممکن،تهدید،تعقیب و دستگیر شدند ،منازل و لوازم شخصی شان مورد تفتیش قرار گرفت و روانه دانشگاه اوین گردیدند تا گوش های پُرشان از اندرزهای تکراری تمام این سالها پُر تر شود.

پس از این رخداد، نولیبرال های اپوزسیونی خوش خدمت که در انتظار «رقم خوردن سرنوشتشان از آن سوی مرزها» در خفقانی معنادار فرو رفته بودند، پس از «معامله بزرگ » در حقارت فقدان موضوعیت به گل نشستند و از قرقره کردن دموکراسی خواهی تمام عیارشان (تحت لیسانس یو اس آ ) به کلی باز ماندند. {درباره میزان دموکراتیک بودن محتوای برنامه این جریان می توانید به نک و ناله ها و شکایات پیاپی ایشان نسبت به عدم برخورد رژیم با کمونیست ها پیش از سرکوب اخیر و انبوه اعتراضات و بیانیه ها و اطلاع رسانی مبسوط در ارگان ها،تلویزیون ها،رادیو ها سایت ها و وبلاگ های رسمی و شخصی حضرات نولیبرال و نو محافظه کار در شعب دست چندم دانشجویی و غیر دانشجویی آن پس از سرکوب اخیر مراجعه نمایید!!!}

در کنار بایکوت خبری و رسانه ای راست اپوزسیون ، ذکر مزایای نولیبرال های اصلاح طلب پوزسیونی نیز خالی از فایده نیست که با توجه به سوابق درخشان خود به ویژه در سالهای نخست پس از انقلاب 57، بدیهی است که ید طولایی در جعل و تحریف وقایع و سانسور شدید خبری و تطهیر سرکوبگری دیرینه رژیم سرمایه داری اسلامی داشته و دارند.

راست پوزسیونی اصلاح طلب که با تمام قوا تلاش خود را در گذشته مبذول داشته بود که با اعطای مدال های آکادمیک ، چپ را به کنج کتابخانه ها و محافل روشنفکری رهنمون کرده و از آن یک «کاست معنوی» بسازد و نسخه چپ فاقد افق سیاسی و اجتماعی را بپیچد، با مواجهه با چپ مهارناپذیر غیر سازشکار عنان از کف داده و کار را به جایی رسانید که حتی شیخ اصلاحات نیز به عرصه رقابت در درفشانی حضرات آکادمیسین لیبرال پیوست و از نقش مارکسیست ها در تخریب و ویرانگری حسینیه دراویش گنابادی بروجرد سخن به میان آورد!!!
جناح های مختلف بورژوازی پس از سر برآوردن دوباره چپ پس از سرکوب سهمگین دهه مرگبار 60 و پس از شکست مفتضحانه پروژه اصلاحات، در مقاطع مختلف همواره سعی در نادیده گرفتن و قلیل انگاشتن این چپ بازمتولد شده داشتند تا به خیال خودشان به آنها موضوعیت نبخشند و هویت آنها را به رسمیت نشناسند، تا سربازان فرمانبردار خود را در گردان های دانشگاهی از پی دامن زدن به جنگ های زرگری این جناح و آن جناح یا عملیات های کور و حماقت باری چون حمایت از پروژه دخالت خارجی رفراندوم و دموکراسی خواهی موهوم روان کنند.
اما با قدرت گیری هر روزه این چپ و با تثبیت موقعیت خود از 16 آذر 84 به بعد به تدریج این چپ های به قول آقایان از گورستان تاریخ باز آمده( که به خوانش ارتدکس از مارکسیسم رجوع می نمودند) به عنوان یک طیف بسیار حائز اهمیت در تحولات دانشگاهی و دارای پایگاه و نیروی قابل توجه در جنبش دانشجویی به رسمیت شناخته شد.
از این زمان به بعد و با توجه به اینکه در اکثر دانشگاه های کشور این طیف مشخص با خوانش رادیکال خود از مارکسیسم رو به گسترش داشت، بدیل کاریکاتور واری از چپ به طور موازی ( و با تمرکز در دانشگاه علامه طباطبایی) به عنوان چپ مورد علاقه حضرات نولیبرال و بی خطر برای بورژوازی تا بن دندان مسلح علم شد تا با قرائت گل و بلبل خود از مارکسیسم ،نه تنها در انتقاد از رادیکالیسم چپ در طول تاریخ از لیبرال ها پیش بیفتند بلکه به جاده صاف کنی بیراهه دموکراسی خواهی در ایران (البته زیر سایه عنایات پیش کسوتان لیبرال خود) مفتخر گردند.
16 آذر سرخ 85 به عنوان نقطه اوج و فراز چپ راستین در دانشگاه و متعاقب آن برگزاری آکسیون 8 مارس 85 برای اولین بار در دانشگاه های ایران و حضور فعالانه دانشجویان چپ درآکسیون کارگری بی سابقه 1 می 86 نشانگر یک تعیین تکلیف استراتژیک و آغاز مرحله ای جدید در حیات چپ انقلابی در دانشگاه بود، که بر اساس آن می بایست فراتر از حرف و سخن و بسط تئوریک مباحث، مبارزه طبقاتی و اهمیت استراتژیک طبقه کارگر، پروژه اجتماعی شدن چپ ، فراتر رفتن از سطح تحلیل بورژوایی نسبت به هم رده پنداشتن جنبش های اجتماعی و تاکید براهمیت مضاعف جنبش کارگری و رهبری طبقه کارگر ، تامین هژمونی چپ در جنبش های اجتماعی نظیر دانشجویی،زنان،ستم ملی و...تاکید بر سوسیالیسم به مثابه هدف فوری و آنی مجموعه مبارزات جاری در بطن اجتماع ،محور همه تحرکات دانشجویان کمونیست قرار بگیرد و بیش از پیش به منصه عمل درآید.

اما :

تعقیب،ربایش و دستگیری گسترده دانشجویان چپ، که همگی متعلق به رادیکال ترین جریانات موجود در چپ دانشجویی هستند و در تدارک 16 آذر سرخ دیگری بودند را چگونه می توان تحلیل کرد؟

کاملا شفاف و روشن است که این اقدام بی سابقه معطوف به چپ انقلابی دانشگاه های ایران بوده است و نه چپ نو، یا پسامارکسیست یا پست مدرنیستی(بخوانید رفرمیست) که توسط ارگان های لیبرالی نسبت به آن بی دریغ تبلیغات گسترده صورت می گیرد و تصویر شخصیت های تئوریک و سیاسی آن، به عنوان اسطوره های چپ بی آزار،فهمیده و متساهل در پشت جلد نشریات زرد لیبرالی نقش می بندد.
چپ دوست داشتنی که از فرط مهربانی گارد خود را به راست بازگذارده و شمشیرش را برای جریانات رادیکال چپ از رو بسته است. چپی که در بهترین حالت به مثابه جناح چپ لیبرالیسم ، رزمنده و فدایی مصمم بورژوازی درک می شود.(از جمله می توان به تبانی سازمان های متبوعه این به اصطلاح چپ در مقاطع مختلفی نظیر انتخابات، با جناح اپوزسیون اصلاح طلب پرو- رژیم ، یا توافقات جمهوری خواهانه و دموکراسی طلبانه ایشان با اپوزسیون پرو -غرب اشاره نمود!)

بورژوازی شامه تیزی دارد و دشمنان حقیقی خود را که بر مبنای پولاریزاسیون اصیل و تاریخی چپ و راست معین می گردد را به خوبی می شناسد و به سوی آن می تازد، و این دشمن کیست مگر چپ انقلابی که همواره مرزبندی قاطع و سازش ناپذیری با لیبرال ها را در کارنامه خود مضبوط نموده است و این توان را دارد که به عنوان یگانه جریان صاحب صلاحیت برای پیگیری مطالبات دموکراتیک و آزادی خواهانه دانشجویان در دانشگاه ، پیشتاز و پیش رو مجموعه تحرکات درون دانشگاهی باشد و قادر است تنها نیرویی باشد که به طرح مسائل و خواست های اجتماعی رادیکال موجود در جامعه و سازماندهی در جهت تحقق آنها مبادرت ورزد و با نظام سرمایه داری در تمام ابعاد و اشکال آن پیگیرانه مبارزه نماید و در این مسیر مجموعه جریانات رفرمیست و فرصت طلب را به حاشیه براند.
از این رو چپ انقلابی که دگر باره بنا بر ضرورت، از بطن نظام سرمایه داری اسلامی موجود متولد شده است و یگانه انعکاس مبارزات واقعی وجدی در صحنه اجتماع است تاریخا توسط دولت های بورژوازی در برهه های مختلف مورد تعرض و سرکوب قرار گرفته است و این بار نیز چپ انقلابی دانشگاه های ایران در معرض حملات دولت نهم از نظام سرمایه داری اسلامی ایران قرار گرفته است.
دولت نهم که نامزد در دست گرفتن ابتکار عمل برای پیوند زدن سرمایه داری دولتی ایران، به سرمایه داری جهانی و هم زمان برقراری سیادت ایران در منطقه گردیده است، با دست افزار اصل 44 که نقطه کانونی پیوستن مجموعه جناح های بورژوازی به یکدیگر و تبلور اشتراک منافع پوزسیون و اپوزسیون طرفدار رژیم و اپوزسیون طرفدار غرب است، به تدریج در جهت رفع یا کاهش تضاد های خود قدم بر می دارد و با لیبرال های امریکایی هم زبان می شود و «مارکسیست ها» را سیبل تعرض و تهاجمات خود قرار می دهد . به این ترتیب « ازکیهان تا صدای امریکا » طیفی از ارگان های با منافع مشترک حضور خواهند داشت که همگی از سرکوب چپ انقلابی استقبال نموده و هریک به اقتضای ادبیات خود یا چپ انقلابی را منتسب به امریکا می کنند و سانسور شدید خبری اعمال می کنند یا چپ انقلابی را به عنوان دشمنان جامعه باز و مدنی بایکوت رسانه ای می کنند.
زیرا این چپ انقلابی است که بارها و بارها :
1- مواضع خود را نسبت به ضدیت با هرگونه دخالت خارجی |(از تحریم تا حمله نظامی )شفاف و رو به جبشهای اجتماعی ارائه کرده است.
2- همواره هویت مستقل خود را حفظ نموده وعدم دلبستگی و وابستگی خود به تک تک جناح های اپوزسیون درون حکومتی و پرو-غرب را اعلام نموده است.
3- از بدو تولد دوباره هرگز سنت اصلاح طلبانه نداشته است و دائما بر عنصر دخالتگری اجتماعی تاکید کرده است.
4- چپ انقلابی را یگانه نیروی پیگیر مطالبات و خواست های دموکراتیک و آزادی خواهانه/سوسیالیستی می داند.
پس چندان تعجب برانگیز نیست که متعاقب حملات و سرکوبگری شدیدی که مداوما نسبت به فعالان جنبش های اجتماعی و به ویژه جنبش کارگری صورت گرفته و می گیرد ( و از ترور تا زندان و صدور احکام سنگین و طویل المدت را شامل می شود )، اکنون برای بازداشته شدن دانشجویان کمونیست از برگزاری آکسیون سرخ و پر قدرت دیگری در آستانه 16 آذر 86 با این گستره و حجم مورد تعرض قرار بگیرد. اما 16 آذر امسال در نبود بسیاری از رفقا ، که هریک به نوعی از برجسته ترین فعالان کمونیست دانشگاه های ایران هستند با تمام نیرو و شورمندانه برگزار گردید .

ما این یورش وحشیانه را که توسط رژیم سرمایه داری اسلامی ایران و به نمایندگی از بورژوازی ددمنش در کلیت واحد آن صورت گرفته است خشمگینانه محکوم می کنیم و خواستار آزادی فوری تک تک دانشجویان،کارگران، و همه زندانیان آزادی خواه در بند می باشیم.

مبارزات دانشجویان به مثابه متحدین طبقه پیش رو کارگر و همگام با ایشان بی وقفه ادامه خواهد یافت و در این راه لحظه ای از پای نخواهیم نشست.

اما وقایع اخیر حاکی از ضرورت ارتقاء جنبش چپ انقلابی در دانشگاه ها بر مبنای استراتژی واحد و بر سه محور سازماندهی ، رهبری ، و تئوری منسجم می باشد که تا کنون عمدتا مباحث نظری متعددی حول آنها صورت گرفته است و ضرورت دارد که از این پس به نمود های عملی و تحقق انضمامی موارد نامبرده در سطح جنبش تلاش های جدی مبذول داشته شود.

با آرزوی رهایی رفقای سربلند در بندمان!

زنده باد سوسیالیسم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت 20:1  توسط پراودا  | 

کوتاه علیه ارتجاع سرمایه داری اسلامی و شرکا :

 

«رفقای  ما را آزاد کنید!»

 

 

 

پریسا نصرآبادی

 

درست در شرایطی که دول منحط بورژوایی از سه قاره، در سهم خواهی بر سر خوان گسترده منافع متقابل با چاشنی مسئله هسته ای ایران، به توافقات جدی دست می یافتند و نیش بورژوازی تا مغز استخوان فاسد ایران(اعم از پوزسیونی و اپوزسیونی )به لبخندی چندش آور مزین گشته بود و کماکان در فضایی سرشار از شارلاتانیزم سیاسی در گستره بین المللی، بر طبل دروغ های آوریل و ژوئن و دسامبر امریکا و همزمان جدی بودن خطردستیابی به تسلیحات اتمی رژیم اسلامی ایران کوبیده می شد، ده ها تن از برجسته ترین فعالان دانشجویی کمونیست دانشگاه های تهران،مازندران،شیراز، اهواز و...که بر طبق سنت چندسال گذشته دانشگاه ها، در تدارک آکسیون سرخ 16 آذر بودند، به طور غیرمترقبه و به نفرت انگیز ترین شیوه ممکن،تهدید،تعقیب و دستگیر شدند ،منازل و لوازم شخصی شان مورد تفتیش قرار گرفت و روانه دانشگاه اوین گردیدند تا گوش های پُرشان از اندرزهای تکراری تمام این سالها پُر تر شود.

 

پس از این رخداد، نولیبرال های اپوزسیونی خوش خدمت که در انتظار «رقم خوردن سرنوشتشان از آن سوی مرزها» در خفقانی معنادار فرو رفته بودند، پس از «معامله بزرگ » در حقارت فقدان موضوعیت به گل نشستند و از قرقره کردن دموکراسی خواهی تمام عیارشان (تحت لیسانس  یو اس آ ) به کلی باز ماندند.

{درباره میزان دموکراتیک بودن محتوای برنامه این جریان می توانید به نک و ناله ها و شکایات پیاپی ایشان نسبت به عدم برخورد رژیم با کمونیست ها پیش از سرکوب اخیر و انبوه اعتراضات و بیانیه ها و اطلاع رسانی مبسوط در ارگان ها،تلویزیون ها،رادیو ها سایت ها و وبلاگ های رسمی و شخصی حضرات نولیبرال و نو محافظه کار در شعب دست چندم دانشجویی و غیر دانشجویی آن پس از سرکوب اخیر مراجعه نمایید!!!}

 

در کنار بایکوت خبری و رسانه ای راست اپوزسیون ، ذکر مزایای نولیبرال های اصلاح طلب پوزسیونی نیز خالی از فایده نیست که با توجه به سوابق درخشان خود به ویژه در سالهای نخست پس از انقلاب 57، بدیهی است که ید طولایی در جعل و تحریف وقایع و سانسور شدید خبری و تطهیر سرکوبگری دیرینه رژیم سرمایه داری اسلامی داشته و دارند.

راست پوزسیونی اصلاح طلب که با تمام قوا تلاش خود را در گذشته مبذول داشته بود که با اعطای مدال های آکادمیک ، چپ را به کنج کتابخانه ها و محافل روشنفکری رهنمون کرده و از آن یک «کاست معنوی» بسازد و نسخه چپ فاقد افق سیاسی و اجتماعی را بپیچد، با مواجهه با چپ مهارناپذیر غیر سازشکار عنان از کف داده و کار را به جایی رسانید که حتی شیخ اصلاحات نیز به عرصه رقابت  در درفشانی حضرات آکادمیسین لیبرال  پیوست و از نقش مارکسیست ها در تخریب و ویرانگری حسینیه دراویش گنابادی بروجرد سخن به میان آورد!!!

 

جناح های مختلف بورژوازی پس از سر برآوردن دوباره چپ پس از سرکوب سهمگین دهه مرگبار 60 و پس از شکست مفتضحانه پروژه اصلاحات، در مقاطع مختلف همواره سعی در نادیده گرفتن و قلیل انگاشتن این چپ بازمتولد شده داشتند تا به خیال خودشان به آنها موضوعیت نبخشند و هویت آنها را به رسمیت نشناسند، تا سربازان فرمانبردار خود را در گردان های دانشگاهی از پی دامن زدن به جنگ های زرگری این جناح و آن جناح یا عملیات های کور و حماقت باری چون حمایت از پروژه دخالت خارجی رفراندوم و دموکراسی خواهی موهوم روان کنند.

اما با قدرت گیری هر روزه این چپ و با تثبیت موقعیت خود از 16 آذر 84 به بعد به تدریج این چپ های به قول آقایان از گورستان تاریخ باز آمده( که به خوانش ارتدکس از مارکسیسم رجوع می نمودند) به عنوان یک طیف بسیار حائز اهمیت در تحولات دانشگاهی و دارای پایگاه و نیروی قابل توجه در جنبش دانشجویی به رسمیت شناخته شد.

از این زمان به بعد و با توجه به اینکه در اکثر دانشگاه های کشور این طیف مشخص با خوانش رادیکال خود از مارکسیسم رو به گسترش داشت، بدیل کاریکاتور واری از چپ به طور موازی ( و با تمرکز در دانشگاه علامه طباطبایی) به عنوان چپ مورد علاقه حضرات نولیبرال و بی خطر برای بورژوازی تا بن دندان مسلح علم شد تا با قرائت گل و بلبل خود از مارکسیسم ،نه تنها در انتقاد از رادیکالیسم چپ در طول تاریخ از لیبرال ها پیش بیفتند بلکه به جاده صاف کنی بیراهه دموکراسی خواهی در ایران (البته زیر سایه عنایات پیش کسوتان لیبرال خود) مفتخر گردند.

16 آذر سرخ 85 به عنوان نقطه اوج و فراز چپ راستین در دانشگاه و متعاقب آن برگزاری آکسیون 8 مارس 85 برای اولین بار در دانشگاه های ایران و حضور فعالانه دانشجویان چپ درآکسیون کارگری بی سابقه 1 می 86 نشانگر یک تعیین تکلیف استراتژیک و آغاز مرحله ای جدید در حیات چپ انقلابی در دانشگاه بود، که بر اساس آن می بایست فراتر از حرف و سخن و بسط تئوریک مباحث، مبارزه طبقاتی و اهمیت استراتژیک طبقه کارگر، پروژه اجتماعی شدن چپ ، فراتر رفتن از سطح تحلیل بورژوایی نسبت به هم رده پنداشتن جنبش های اجتماعی و تاکید براهمیت مضاعف جنبش کارگری و رهبری طبقه کارگر ، تامین هژمونی چپ در جنبش های اجتماعی نظیر دانشجویی،زنان،ستم ملی و...تاکید بر سوسیالیسم به مثابه هدف فوری و آنی مجموعه مبارزات جاری در بطن اجتماع ،محور همه تحرکات دانشجویان کمونیست قرار بگیرد و بیش از پیش به منصه عمل درآید.

 

اما :

 

تعقیب،ربایش و دستگیری گسترده دانشجویان چپ، که همگی متعلق به رادیکال ترین جریانات موجود در چپ دانشجویی  هستند و در تدارک 16 آذر سرخ دیگری بودند را  چگونه می توان تحلیل کرد؟

 

کاملا شفاف و روشن است که این اقدام بی سابقه معطوف به چپ انقلابی دانشگاه های ایران بوده است و نه چپ نو، یا پسامارکسیست یا پست مدرنیستی(بخوانید رفرمیست) که توسط ارگان های لیبرالی نسبت به آن بی دریغ تبلیغات گسترده صورت می گیرد و تصویر شخصیت های تئوریک و سیاسی آن، به عنوان اسطوره های چپ بی آزار،فهمیده و متساهل در پشت جلد نشریات زرد لیبرالی نقش می بندد.

چپ دوست داشتنی که از فرط مهربانی گارد خود را به راست بازگذارده و شمشیرش را برای جریانات رادیکال چپ از رو بسته است. چپی که در بهترین حالت به مثابه جناح چپ لیبرالیسم ، رزمنده و فدایی مصمم بورژوازی درک می شود.(از جمله می توان به تبانی سازمان های متبوعه این به اصطلاح چپ در مقاطع مختلفی نظیر انتخابات، با جناح اپوزسیون اصلاح طلب پرو- رژیم ، یا توافقات جمهوری خواهانه و دموکراسی طلبانه ایشان با اپوزسیون پرو -غرب اشاره نمود!)

 

بورژوازی شامه تیزی دارد و دشمنان حقیقی خود را که بر مبنای پولاریزاسیون اصیل و تاریخی چپ و راست معین می گردد را به خوبی می شناسد و به سوی آن می تازد، و این دشمن کیست مگر چپ انقلابی که همواره مرزبندی قاطع و سازش ناپذیری با لیبرال ها را در کارنامه خود مضبوط نموده است و این توان را دارد که به عنوان یگانه جریان صاحب صلاحیت برای پیگیری مطالبات دموکراتیک و آزادی خواهانه دانشجویان در دانشگاه ، پیشتاز و پیش رو مجموعه تحرکات درون دانشگاهی باشد و قادر است تنها نیرویی باشد که به طرح مسائل و خواست های اجتماعی رادیکال موجود در جامعه و سازماندهی در جهت تحقق آنها مبادرت ورزد و با نظام سرمایه داری در تمام ابعاد و اشکال آن پیگیرانه مبارزه نماید و در این مسیر مجموعه جریانات رفرمیست و فرصت طلب را به حاشیه براند.

از این رو چپ انقلابی که دگر باره بنا بر ضرورت، از بطن نظام سرمایه داری اسلامی موجود متولد شده است و یگانه انعکاس مبارزات واقعی وجدی در صحنه اجتماع است  تاریخا توسط دولت های بورژوازی در برهه های مختلف مورد تعرض و سرکوب قرار گرفته است و این بار نیز چپ انقلابی دانشگاه های ایران در معرض حملات دولت نهم از نظام سرمایه داری اسلامی ایران قرار گرفته است.

دولت نهم که نامزد در دست گرفتن ابتکار عمل برای پیوند زدن سرمایه داری دولتی ایران، به سرمایه داری جهانی و هم زمان برقراری سیادت ایران در منطقه گردیده است، با دست افزار اصل 44 که نقطه کانونی پیوستن مجموعه جناح های بورژوازی به یکدیگر و تبلور اشتراک منافع پوزسیون و اپوزسیون طرفدار رژیم و اپوزسیون طرفدار غرب است، به تدریج در جهت رفع یا کاهش تضاد های خود قدم بر می دارد و با لیبرال های امریکایی هم زبان می شود و «مارکسیست ها» را سیبل تعرض و تهاجمات خود قرار می دهد .

به این ترتیب « ازکیهان تا صدای امریکا  » طیفی از ارگان های با منافع مشترک حضور خواهند داشت که همگی از سرکوب چپ انقلابی استقبال نموده و هریک به اقتضای ادبیات خود یا چپ انقلابی را منتسب به امریکا می کنند و سانسور شدید خبری اعمال می کنند یا چپ انقلابی را به عنوان دشمنان جامعه باز و مدنی بایکوت رسانه ای می کنند.

زیرا این چپ انقلابی است که بارها و بارها :

1- مواضع خود را نسبت به ضدیت با هرگونه دخالت خارجی |(از تحریم تا حمله نظامی )شفاف و رو به جبشهای اجتماعی ارائه  کرده است.

2- همواره هویت مستقل خود را حفظ نموده وعدم دلبستگی و وابستگی خود به تک تک  جناح های اپوزسیون  درون حکومتی و پرو-غرب را اعلام نموده است.

 3- از بدو تولد دوباره هرگز سنت اصلاح طلبانه نداشته است و دائما بر عنصر دخالتگری اجتماعی تاکید کرده است.

 4- چپ انقلابی را یگانه نیروی پیگیر مطالبات و خواست های دموکراتیک و آزادی خواهانه/سوسیالیستی       می داند.

پس چندان تعجب برانگیز نیست که متعاقب حملات و سرکوبگری شدیدی که مداوما نسبت به فعالان جنبش های اجتماعی و به ویژه جنبش کارگری صورت گرفته و می گیرد ( و از ترور تا زندان و صدور احکام سنگین و طویل المدت را شامل می شود )، اکنون برای بازداشته شدن دانشجویان کمونیست از برگزاری آکسیون سرخ و پر قدرت دیگری در آستانه 16 آذر 86 با این گستره و حجم مورد تعرض قرار بگیرد.

اما 16 آذر امسال در نبود بسیاری از رفقا ، که هریک به نوعی از برجسته ترین فعالان کمونیست دانشگاه های ایران هستند با تمام نیرو و شورمندانه برگزار گردید .

 

ما این یورش وحشیانه را که توسط رژیم سرمایه داری اسلامی ایران و به نمایندگی از بورژوازی ددمنش در کلیت واحد آن صورت گرفته است خشمگینانه محکوم می کنیم و خواستار آزادی فوری تک تک دانشجویان،کارگران، و همه زندانیان آزادی خواه در بند می باشیم.

 

مبارزات دانشجویان به مثابه متحدین طبقه پیش رو کارگر و همگام با ایشان بی وقفه ادامه خواهد یافت و در این راه لحظه ای از پای نخواهیم نشست.

اما وقایع اخیر حاکی از ضرورت ارتقاء جنبش چپ انقلابی در دانشگاه ها بر مبنای استراتژی واحد و بر سه محور سازماندهی ، رهبری ، و تئوری منسجم می باشد که تا کنون عمدتا مباحث نظری متعددی حول آنها صورت گرفته است و ضرورت دارد که از این پس به نمود های عملی و تحقق انضمامی موارد نامبرده در سطح جنبش تلاش های جدی مبذول داشته شود.

با آرزوی رهایی رفقای سربلند در بندمان!

 

زنده باد سوسیالیسم!

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت 1:37  توسط پراودا  | 

رفقا و دوستان دستگير شده:

ميلاد معيني، بهرنگ زندي، حامد محمدي، آرش پاکزاد، حسن معارفي، انوشه آزادفر، ايلناز جمشيدي، مهدي گرايلو، نادراحسني، پيمان پيران،  سعيد حبيبي، بهروز کريمي زاده، کيوان اميري الياسي، نسيم سلطان بيگي، علي سالم، محسن غمين، روزبه صف شکن، روزبهان اميري، ياسر پير حياتي، مهسا محبي، سعيد آقام علي، بهزاد باقري، علي کلائي، امير مهرزاد، هادي سالاري، فرشيد فرهادي آهنگران, امير آقايي, ميلاد عمراني, يونس ميرحسينی، سروش.......؟؟؟

 

رفقا و دوستان آزاد شده:

کريم آسايش، روزبه فقيهی، حسين بابايي، محسن ثقفی، احسان آزادفر، اختای حسينی، بابک پاشا جاويد

 

رفقا و دوستانی که در دستگيری آنها شک داريم (تعدادی از رفقا آنها را آزاد و تعدادی دستگير شده میدانند):

کاوه عباسيان، امين قضايي و ...  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/14ساعت 21:18  توسط پراودا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/14ساعت 8:59  توسط پراودا 

رفيق "مجيد اشرف‌نژاد" هم آزاد شد! :-)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 15:12  توسط پراودا  | 

به نقل از آوای دانشگاه ظاهرا و خوشبختانه رفقا "کريم آسايش"، "روزبه فقيهی" و "حسين بابايي" آزاد شده‌اند! :-)

آوای دانشگاه رفقا "پيمان پيران" و "پريسا نصرآبادی" را هم آزاد شده خوانده است اما از آن‌جا که اطلاع دقيق داشتيم که اين دو رفيق دستگير نشده بودند، از ذکر نام آن‌ها خودداری کرديم!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 15:3  توسط پراودا  | 

رفيق "روزبه صف‌شکن" (قرائت‌کننده بيانيه چپ راديکال) هم بازداشت شد!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 14:38  توسط پراودا  | 

طبق آخرين خبر رسيده به ما:

1.       رفقا پيمان پيران و ياسر پير حياتی خوشبختانه دستگير نشده‌اند!!

2.   تريبون آزاد به پايان رسيده و رفقای ما به سمت سردر اصلی راهپيمايي کردند و سرود خواندند!! از جمله سرودهای خوانده شده بايد به انترناسيونال اشاره کرد!!

3.       شعارهای تندی توسط رفقا در محکوميت بازداشت‌های اخير و جو خفقان حاکم داده شده است!!

4.   نيروی انتظامی برای جلوگيری از ارتباط بيرون با فضای ملتهب جلوی سردر، تمام مسير را با اتوبوس‌های شرکت واحد مسدود کرده و تقريبا سردر دانشگاه از ديدها پنهان شده است!!

5.       برنامه با سرود انترناسيونال به پايان رسيد!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 13:45  توسط پراودا  | 

برنامه امروز به مرحله "تريبون آزاد" رسيده است!!

جو به شدت امنيتی است!! رفقای ما به سختی می‌توانند صحبت کنند و اطلاعات کامل‌تری را به ما برسانند!! مکالمات با اختلالات بسياری همراه است!!

تاکنون 2 نفر سخنرانی کرده‌اند!!

جمعيت به مرز تقريبی 500 نفر رسيده است!!

دانشگاه امروز سرخ است!!

از آنجا که اغلب رفقای "چپ کارگری" دستگير شده‌اند، قرائت بيانيه آن‌ها در هاله‌ای از ابهام به سر می‌برد!!

در گوشه گوشه مراسم رفقا شاهد حضور نيروهای امنيتی- اطلاعاتی هستند!! گاه گاه درگيری‌های لفظی و خفيقی پيش می‌آيد اما در مجموع اوضاع خوب پيش رفته!!

رفقای ما با شجاعت مراسم را در غياب 24 تن ديگر از رفقايمان پيش می‌برند!! آن‌ها مصمم هستند تا آخرين مرحله برنامه خويش را اجرا کنند!!  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 13:20  توسط پراودا  | 

طبق آخرين اخبار رسيده، تجمع راس ساعت مقرر شروع شده و در لحظه انتشار اين مطلب از طريق تريبون سراسری، بيانيه دانشجويان "چپ راديکال" در حال قرائت شدن است (از ذکر نام رفيق قرائت کننده معذوريم)!!!

گزارش‌های رسيده به ما حاکی است، تجمع برخلاف انتظار سرکوب‌گران با استقبال دانشجويان روبرو شده است!! رايزنی‌ها برای فراخواندن تعداد بيشتری از دانشج.يان ادامه دارد!!

خوشبختانه هنوز برخورد شديد ديگری با رفقای ما انجام نشده است!!

در ادامه باز هم خبررسانی خواهيم کرد!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 12:23  توسط پراودا  | 

برگرفته از وبلاگ آوای دانشگاه

از ساعات ابتدايي صبح تا ساعت 11

بعد از فراخوان دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب( وبلاگ آزادي و برابري+) و همچنين "چپ کارگري دانشگاه هاي ايران"( فراخوان+ بيانيه+) مبني بر برگزاري تجمع و مراسم روز دانشجو در روز سه شنبه 13 آذر ساعت 12 در مقابل دانشکده فني! موج گسترده اي از احضار ها و بازداشت ها و ربودن هاي فعالان دانشجويي که اکثرا گرايشات چپ گرايانه دارند آغاز شد. در همين راستا تا صبح امروز دست کم 20 تن از فعالان دانشجويي بازداشت شده اند.(خبر آواي دانشگاه+)

از صبح امروز نيز در اطراف دانشگاه تهران تدابير امنيتي شديدي اتخاذ شده است. در تمام درب هاي ورودي نيرو هاي حراست به شدت مشغول کنترل رفت و آمد هاي دانشجويان هستند و کارت دانشجويي و عکس آن را با چهره تک تک دانشجويان تطبيق مي دهند. همچنين از درون دانشگاه گزارش مي رسد که جو تا حدي امنيتي است. در حدود ساعت 10 صبح امروز گزارش مبني بر بروز درگير مختصر بين حراست و تعدادي از دانشجوياني که قصد ورود به دانشگاه را داشتند،رسيد. 

با وجود تمام اين سرکوب ها و اتخاذ تدابير شديد امنيتي دانشجويان بر عزم خود براي برگزاري مراسم و تجمع روز دانشجو استوار هستند و در دانشگاه تراکت ها ي تجمع را پخش مي کنند و پوستر ها فراخوان اين تجمع را بر در و ديوار مي چسبانند و در گفت و گو هاي رودررو از دانشجويان دعوت مي کنند با شرکت در تجمع به حمايت از دانشجويان بازاشت شده بپردازند. دانشجويان در تدارک آغاز تجمع هستند.

از ساعت ۱۱ تا ۱۲

فضاي دانشگاه تهران شديدا امنيتي است. تمام درب هاي ورودي کنترل مي شود. از ورود دانشجويان ديگر دانشگاه هاي تهران جلوگيري مي شود. تعدادي از دانشجوياني که از ديگر دانشگاه هاي تهران  و بعضا از برخي شهرستان ها آمده اند پشت درب هاي دانشگاه گرفتار شده اند.

دانشجويان در جو شديد امنيتي مشغول تهيه پلاکارد ها و بيانيه ها و تدارک شروع تجمع هستند که هر لحظه بين دانشجويان و ماموران امنيتي و حراست تنش هايي صورت مي گيرد. بنا به گزارشات رسده به "آواي دانشگاه" برخي از فعالان دانشجويي به وسيله حراست دانشگاه تهران بازداشت شده اند و به دفتر مرکزي حراست دانشگاه تهران منتقل گرديده اند.  همچنين بيم آن مي رود که با هماهنگي هاي صورت گرفته بين حراست و نيرو هاي امنيتي خارج دانشگاه، دانشجويان بازداشت شده به نيرو هاي امنيتي تحويل داده شوند.

با تمام اين وجود دانشجويان سعي در برگزاري تجمع دارند. اما بيم آن مي رود که با بازداشت هاي گسترده وادامه سرکوب و بازداشت فعالان دانشجويي هر لحظه بر تعداد فعالان دانشجويي چپ بازداشت شده افزوده شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 12:15  توسط پراودا  | 

تعداد بازداشت‌شدگان به 24 نفر رسيد!!

حسين بابايي، کريم آسايش، روزبه فقيهی و يک تن ديگر از رفقا که نامش برايمان هنوز مشخص نيست!!

به محض رسيدن اطلاعات بيشتر باز هم انتشار خواهيم داد!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 11:58  توسط پراودا  | 

برگرفته از وبلاگ آوای دانشگاه

تا لحظه ي تنظيم اين خبر در "آواي دانشگاه" دست کم 20 تن از فعالان دانشجويي چپ گرا در دانشگاه هاي تهران و شهرستان هاي بابلسر و اهواز و... بازداشت شده اند.

همچنين گزارشات ضد و نقيض ديگري مبني بر ادامه بازداشت ها به "آواي دنشگاه" مي رسد که سعي مي کنيم بعد از تاييد اين اخبار آن ها را منتشر کنيم.

تا لحظه ي تنظيم اين خبر و قبل از آغاز تجمع امروز 13 آذر در دانشگاه تهران بنا به گزارشات موثقي که به دست "آواي دانشگاه" رسيده است مي توان نام دست کم 18 تن از فعالان دانشجويي بازداشت شده را به شرح زير به اطلاع عموم رساند:

ميلاد معيني، بهرنگ زندي، حامد محمدي، انوشه آزادفر، الناز جمشيدي، احسان آزادفر، مهدي گرايلو، نادراحسني، سعيد حبيبي، آرش پاکزاد، حسن معارفي، بهروز کريمي زاده، کيوان اميري الياسي، نسيم سلطان بيگي، علي سالم، مجيد اشرف نژاد، محشن ثقفي ، محسن غمين و ۲ تن از رفقاي اهوازي که نام شان مشخص نيست.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 11:12  توسط پراودا  | 

۵۴ سال از واقعه ي ۱۶ آذر   ۱۳۳۲  مي گذرد و  از آن  زمان   تاکنون   جنبش دانشجويي مبارزات و اعتراضات بسياري را سازمان داده است. از مبارزات جنبش دانشجويي در دوران ديکتاتوري و خفقان رژيم سلطنتي شاه گرفته،  تا شرکت فعال در انقلاب سال ۵۷ و پس از آن نيز تاکنون  دانشگاه  يکي از کانون هاي مبارزه و اعتراض جامعه ي ما بوده است. جنبش دانشجويي بارها  و بارها  مورد تعرض و تهاجم دشمنان آزادي قرار گرفته است،  اما هم چنان به  حرکت روبه  رشد  خود ادامه داده و اخراج ها و زندان نتوانسته دانشجويان را به عقب نشيني وادار نمايد. در طول همه اين سال ها هرگاه جنبش دانشجويي به جنبش کارگري نزديک شده و با آن همراه گرديده، قادر شده موج راديکال محکمي در جامعه ايجاد نمايد و موانع را کنار بزند و هرگاه از آن فاصله گرفته به ليبراليسم نزديک شده است.  

ما اعضاي کميته دفاع از محمود صالحي، ضمن آن که خواستار آزادي دانشجويان دربند مي باشيم، از پيگيري و  تداوم  مبارزات  دانشجويان براي  آزادي  محمود صالحي و همراهي شما دانشجويان براي حمايت از جنبش کارگري، قدرداني مي کنيم و دست شما عزيزان را به گرمي مي فشاريم.

 

کميته دفاع از محمود صالحي

۱۳۸۶/۹/۱۲

www.kdmahmodsalehi.blogfa.com

kdms50@yahoo.com

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 9:20  توسط پراودا  | 

کيوان اميری الياسی از حدود ساعت 1 بعد از ظهر ناپديد شده است!! آخرين تماس با وی در هنگامی که در مسير دانشگاه بوده برقرار شده بود!! وی اعلام کرده بود تا 10 دقيقه ديگر در دانشگاه خواهد بود!!

از آن لحظه به بعد ديگر خبری از او نيست!! موبايلش خاموش است و به احتمال قريب به يقين دستگير شده است!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/12ساعت 17:32  توسط پراودا  | 

اخبار رسيده حاکی است: بهروز کريمی‌زاده از ديگر فعالين چپ دانشجويي دستگير شد!!

هنوز از چگونگی دستگيری وی اطلاعی در دست نيست!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/12ساعت 13:3  توسط پراودا  | 

به نقل از عليه وضعيت موجود

نيروهاي امنيتي با هجوم به منزل يکي از فعالان دانشجويي چپ تعدادي از دست اندرکاران فراخوان اعتراض دانشجويي ، که قرار بود روز 13 آذر در دانشگاه برگزار شود را ربودند.

اسامي دانشجويان به قرار زير است :

انوشه آزادفر، مهدي گرايلو، الناز جمشيدي، احسان آزادفر

و نادر ...

همچنين نيروهاي امنيتي در اطراف دانشگاه تهران در کمين تعدادي ديگر از دانشجويان هستند. بهروز کريمي زاده ، پيمان پيران ، بيژن صباغ ، بهزاد باقري تعدادي از اين دانشجويان هستند که داخل دانشگاه تهران گير افتاده و با توجه به نزديک شدن شب امکان بازداشت آنها مدام در حال افزايش است.

 از تعداد ديگري از فعالان چپ از جمله سعيد حبيبي خبري در دست نيست . موبايل ايشان نزديک به 8 ساعت است که خاموش مي باشد و در تماس با منزل، محل کار و اقوام و نزدکانشان خبري از او به دست نيامده است.

دو نفر ديگر از فعالان چپ غير دانشجو هم به وزارت اطلاعات احضار شده اند 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/11ساعت 17:3  توسط پراودا  | 

برگرفته از وبلاگ "آوای سرخ"

پس از تشکيل جبهه چپ راديکال در پاييز سال گذشته (۱۳۸۵) که متشکل از فعالين راديکال جنبش چپ دانشجويي بود و برگزاري 16 آذر سرخ در دانشگاه تهران که نتيجه اتحاد سراسري نيروهاي راديکال چپ دانشجويي بود، انتقاداتي پيرامون مشي غير کارگري حاکم بر جبهه چپ راديکال از سوي بخشي از اعضا مطرح گرديد که نتيجه آن شکل گيري و تشکيل "جبهه چپ کارگري" در ارديبهشت ماه سال جاري(۱۳۸۶)  بود.

"جبهه چپ کارگري" با مشي سوسياليسم کارگري و کمک به ايجاد تشکلهاي کارگري مستقل تشکيل شد.

در راستاي تصميمات اتخاذ شده از جانب "جبهه چپ کارگري" مسائلي از قبيل جمع آوري کمک هاي مالي براي کارگران زنداني در قالب طرح "صندوق حمايت از فعالين زنداني شده کارگري" و حضور نيروهايي از "جبهه چپ کارگري" در تشکلها و کميته هاي کارگري در دستور کار قرار گرفت و پيش رفت.

پس از شروع سال تحصيلي جديد (۸۷-۸۶)  شائبه ها وانتقاداتي بر موضع گيري هاي "جبهه چپ کارگري" وارد گرديد که منجر به بروز واکنش از سوي ۲ تن از رفقا در قالب انتشار ‹‹ بيانيه اعلام مواضع  پيرامون جبهه چپ كارگري ›› شد. مسائل مندرج در بيانيه مذکور بنابر دلايلي از جمله عدم طرح انتقادات در جمع عمومي "جبهه چپ کارگري" ، بر خورد از موضع بالا و اعلام انحلال يکطرفه "جبهه چپ کارگري" و سلبي دانستن اين جبهه از چپ راديکال، از سوي اعضاي "جبهه چپ کارگري" و نويسندگان  بيانيه حاضر(بيانيه اعلام خروج از جبهه چپ کارگري)  صرفا اعلام خروج اين ۲ رفيق از "جبهه چپ کارگري" تلقي گرديد.

خروج ۲ رفيق خارج شده از "جبهه چپ کارگري" و برخوردهاي فردي برخي از اعضاي "جبهه چپ کارگري" باعث گرديد نويسندگان بيانيه حاضر انتقاداتي را که به ضميمه آمده ونيز راهکارهاي خروج از بحران را مطرح نمايند.

پس از تشکيل جلسه عمومي "جبهه چپ کارگري" و بررسي انتقادات، انتقادات و راهکارهاي مطرح شده، از سوي  ديگر اعضاي "جبهه چپ کارگري" پذيرفته نشد و تصميم نويسنگان اين بيانيه مبني بر خروج از "جبهه چپ کارگري" عملي گرديده و به انتشار عمومي ميرسد.

علت عمده و کلي اين خروج، عدول "جبهه چپ کارگري" از مشي کارگري و وجود برخي افراد با منشي غير از مشي "سوسياليسم کارگري" در "جبهه چپ کارگري"  ميباشد.

۸۶/۹/۹

هستي بزرگ نيا

محسن ثقفي

آرش صفار

 

ضميمه: انتقادات  و راهکارهاي مطرح شده به "جبهه چپ کارگري"

با توجه به عملکرد دوستان طي مدت گذشته و ناپيگيري در برگزاري جلسات عليرغم توافق جمع و به تاخير افتادن ايجاد بولتن که عليرغم توافق همه دوستان به دليل علاقه برخي از افراد به مشخص نشدن مسائل نظري که ارتباطي بلافصل با فعاليت هاي ما دارد، امضا کنندگان اين نامه خواسته هاي خود را براي عبور از بحراني که گريبان گير چپ کارگري شده است اعلام مي کنند:

1.       منتفي شدن برگزاري آکسيون 16 آذر با چپ شورايي. لازم به ذکر است اين که اين جريان بدون شکل سازماني وارد اين آکسيون مي شود در اصل موضوع تفاوتي ايجاد نمي کند برگزاري اين مراسم با اين جمع به اين معني است که ما چون نتوانسته ايم وارد يک اتحاد عمل با طيف چپ شويم، گارد خود را به راست باز کرده ايم.

2.       اخراج فواد شمس. به حق يا به نا حق به فواد انگ هايي خورده است از قبيل ارتباط با مشارکت و وضوح در خط مشي سياسي. در اين ميان فواد هيچ تلاشي براي برطرف کردن اين شبهه نمي نمايد و عليرغم درخواست هاي مکرر در مورد انتقاد از سابقه خود وي با اتخاذ موضعي سانتريستي از زير اين مسئوليت شانه خالي مي کند. مساله ديگر که لازم به ذکر است عدم پايبندي ايشان به تصميمات اتخاذ شده در جلسه مبتنب بر نوشتن يک متن که  شائبه هاي پيش آمده را از بين ببرد.

3.       اخراج کريم آسايش. بي پرنسيپي هاي سياسي که خود را در انتقال اخبار چپ کارگري به اشخاصي بيرون از اين جمع نشان داده است، معرفي خود به عنوان يکي از بنيان گذاران چپ کارگري در کامنت ها، گذاشتن کامنت هايي که شائبه هم کاري و ارتباط ما با جرياناتي با مشي غير کارگري و ذکر نام کساني که ارتباط با ايشان خطر امنيتي دارد، عدم انتقاد از خود در مورد سابقه مشارکتي خود و شرکت در انتخابات، عدم روشن نمودن موضع خود در مقابل جريانات غير سوسياليسم کارگري چون فعالين لغو کار مزدي و اتخاذ مواضع نا شفاف در اين موارد، عدم پايبندي به تصميمات جلسه در مورد نوشتن متني که شائبه موجود در پاراگراف آخر مقاله وي را بر طرف کند.

4.       انتقاد کيوان اميري از خود بابت مسامحه با افرادي چون فواد شمس و به دليل ارتباط گيري هاي غير اصولي و مبتني بر سياست هاي پراگماتيستي، برخورد هاي شخصي که باعث بدنام شدن و کميک جلوه کردن چپ کارگري شده است.

5.       عدم ارتباط اعضاي چپ کارگري با هيچ يک از جرياناتي که شناسنامه مشخصي ندارند و يا داراي شناسنامه غير قابل قبول از نظر خط مشي سوسياليسم کارگري هستند. و به طور مشخص سايت سلام دموکرات و جرياني که توسط بينا داراب زند فعاليت مي کند چرا که اين جريان اولا جرياني مشکوک به لحاظ پرنسيپ هاي سياسي است. دوم داراي نظرات به شدت انحرافي است و سوم عملکرد امنيتي دارد.

6.       اعلام موضع صريح و کتبي پيرامون تز ديکتاتوري پرولتاريا

لازم به ذکر است در صورت عملي نشدن اين مسائل و حل نشدن مشکلات تا روز جمعه ۹/۹ ما امضا کنندگان اين نامه اعلام خروج کرده و متن اين انتقادات را به همراه بيانيه خروج منتشر خواهيم نمود. هر گونه شانتاژ و ايجاد فضاي بي اعتمادي از نظر ما به معني عدم تمايل دوستان براي عملي نمودن اين اصلاحات است. گفتني است که "به پيش" تا روشن نشدن وضع منتشر نخواهد شد.

 

هستي بزرگنيا

محسن ثقفي

آرش صفار

 

7/9/86

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/09ساعت 22:18  توسط پراودا  | 

1- ميل به تماشا شدن، ميل غريبي است. اينکه آدمي، همّ خود را بر اين مي نهد، که خويشتن را در مظان تماشاي ديگري قرار دهد.

نمايش‌دهندگان خويشتن، شورمندانه بر صحنه نمايش مي‌خزند تا ميل سخيف تماشا‌ شدن را در خود ارضا نمايند، و نه ميل به بازي‌گري را! اينان در خوش‌بينانه‌ترين حالت فرصت‌طلبان زيرکي‌اند که در فضاي حماقت نفس مي‌کشند و ناگزير (يا به روايت دلنشين‌تر مارکس، در تحليل نهايي!) فرومايگاني بيش نيستند که رويايي جز اين ندارند که ديگران را محو تماشاي خود کرده و لذت تماشا شدن را برند! اما آنگاه که از روياهاي خويش به عالم واقع پرتاب مي شوند، در‌مي‌يابند که ناغافل از خويشتن نيز جا مانده‌اند!

بنابراين درس اول: دوستان زيرک من! در باد تف نکنيد!

 

2- مي‌گويند روزي، شخصي، باديه ماست در بغل کنار دريا نشسته بود و  هرازگاهي قاشقي از ماست پر مي‌کرد و در دريا هم‌مي‌زد. پرسيدند چه مي‌کني؟ گفت دوغ مي‌سازم. گفتند اين ماست کفايت اين همه آب نمي‌کند. گفت: مي‌دانم. اما اگر بشود خيلي مي‌شود!

بنابراين درس دوم: جشنواره بادبادک‌ها به‌پايان رسيده است! يکديگر را باد نکنيد!

 

3- يک جنگاور برتر، ابتدا مي‌داند براي چه مي‌جنگد. سپس دشمن خود را گزين مي‌کند. و آنگاه ثابت قدم پاي در ميدان جنگ مي‌گذارد و چنان مي‌رزمد که شايسته يک جنگاور برتر باشد.

کودکان ديروز! نوجوانان امروز! حرفي در ميان نيست که جلب توجه ملزوم عنفوان جواني و تفريح ،حق شماست! اما مسئله اينست که اينجا جاي خطرناکي است! خيلي خطرناک!

بنابراين درس سوم: نيش خود را به ديگران نشان ندهيد و آنگاه آن را چون کژدم بر سر خود فرو بياوريد!

 

4-جمعي در بياباني جان فرسا راه مي‌پيمودند و باري را همگاني بر دوش مي‌کشيدند، تا آنرا به مقصدي برسانند. فردي از اين جمع که خود را زياده زيرک مي‌پنداشت، در ميانه راه با خود انديشيد که چه بهتر است که من بدوم و سريعتر ره را بپويم و به مقصد نائل آيم! آنگاه زيرچشمي همراهان را پاييد که مصمم بار را مي‌کشيدند و گهگداري نيز غرولندي زير لب زمزمه مي‌کردند و به اطمينان‌بخشي‌هاي يکديگر راه را ادامه مي‌دادند.

فرد زيرک ناگاه بار را رها کرد و به سوي مقصد موهوم خود دوان شد. ديگران متحيرانه او را نگريستند و با فريادهايي متمادي او را به بازگشت خواندند، اما فرد زيرک راه را به بيراهه کشيد و ديگران نيز شانه‌اي بالا انداخته و راه پيمودند.

فرد زيرک پس از دويدن مسافتي و دور شدن جماعت از تيررس نگاهش، از نفس افتاده با خود انديشيد که راه را گم کرده و طريق را از ابتدا نيز نمي‌دانسته است.

حال اينکه فرد زيرک طعمه وحوش گرديد يا جماعت را جست و نجات يافت انتخاب با شما!

اما نتيجه اخلاقي داستانک:

هرگز در هيچ مقصدي کسي به انتظار تک تک رهروان ننشسته است!

بنابراين درس چهارم: ارزيابي‌تان را از خود واقعي کنيد! (بخوانيد: موقعيت خود را در جهان وخيم ارزيابي کنيد!)

 

5- مي‌گويند اگر بر کفل راست خر بکوبي، سويه چپ گزين کند و اگر بر کفل چپ نهيب زني، به راست مي‌گرود. گويي حال برخي دوستان زيرک ما نيز  چنين است!

بنابراين، درس پنجم: بارها زيرک‌تر از شما مرد طماع و بد طالعي بود که هشدار مي‌داد: رفقا! زياده چپ نزنيد! آخر زمين گرد است!

 

6- مي‌گويند روزي ملا نصرالدين در ميدان شهر بر بلندي رفت و فرياد کشيد: آي مردم! گرد آييد که با شما سخني دارم.

مردم جمع شدند و ملا پرسيد: مردم مي‌دانيد مي‌خواهم چه بگويم؟ مردم همه سر تکان مي‌دادند و نه مي‌گفتند. ملا با افسوس گفت: پس من به شما جماعت نادان چه گويم؟! روز دوم ملا به ميدان آمد و مردم را جمع کرد و گفت مردم مي‌دانيد چه مي‌خواهم بگويم؟ مردم اين بار همگي سر تکان مي‌دادند که آري! آري! ملا گفت که احسنتم! خود مي‌دانيد، پس من ديگر چه گويم؟!

روز سوم ملا پرسش خود را تکرار کرد و اينبار مردم به تباني با هم، نيمي گفتند آري و نيمي گفتند نه، تا بلکه ملا به حرف آيد. ملا فرمود: خوب! آنان که نمي‌دانند از آنان که مي‌دانند بپرسند!

حال حکايت ما و رفقاي سابق به کوچه علي چپ زده‌مان نيز چنين است! از اين جهت:

1- مبهم بودن اتهامات وارده و بسته بودن دست ما به جهت رعايت موازين امنيتي را سنگر بي‌پاسخ گذاشتن موارد ايراد شده قرار ندهيد!

2- از کلي‌گويي (و ياوه سرايي همزمان) اکيدا بپرهيزيد!

3- آن کساني که بايد مي‌فهميدند، فهميدند ما چه گفتيم! آن کساني هم که نفهميدند، پيش از تحمل هزينه کارهاي ناکرده و نادانسته که به مرحمت رفقا!!! به حسابشان بي دريغ واريز مي‌شود، سنگ‌هاشان را در اسرع وقت، وا بکنند!

بنابراين، درس ششم: زيرکان من! از ترس گم شدن در منجلاب حقارت‌ها و حماقت‌ها، خود را گم نکنيد!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/04ساعت 16:21  توسط پراودا  |